نگاه سوم نگاهی بس روشن امّا پنهان فقط تو بدان
کاش قلب ها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شدند♣
| ||
|
ملامت این و آن و قهرمان پرستی دو انتهای یک خط رفتاری هستند که از بیرون هدایت می شوند. شماتت دیگران وسیله ی آسانی است که هر وقت نمی خواهید مسئولیت عملی را در زندگی خویش بپذیریدآن را به کار برید! این شیوه پناهگاه شخصی است که تحت هدایت عوامل بیرونی قرار دارد. سرزنش کردن دیگران به تمام معنی اتلاف وقت است.
by:nima
هر قدر که دیگری را مقصر بدانید و او را سرزنش کنید ذره ای تغییر نخواهید کرد. این کار تنها نتیجه ای که دارد این است که وقتی برای توجیه ناراحتی یا عدم کامیابی به دنبال بهانه ی بیرونی می گردید کانون مسئولیت را از وجود شما خارج می سازید. اما شماتت دیگران کاری احمقانه است و اگر اثری نیز داشته باشد متوجه شما نخواهد بود شاید بتوانید با سرزنش کردن، دیگران را به حس تقصیر وادارید اما نخواهید توانست علت ناراحتی خود را تغییر دهید. ممکن است موفق شوید که راجع به آن فکر نکنید اما نمی توانید آن را تغییر دهید!
کاملا نا امیدم این یعنی راه هایی هست اما باید با طمانینه قدم بردارم کاملا نا امیدم این یعنی یک راه مخفی وجود دارد که من هنوز پیدایش نکرده ام کاملا نا امیدم این یعنی هنوز جای رشد دارم هنوز پیاله خالیست کاملا نا امیدم این یعنی تو می خواهی که دوباره اشک هایم را ببینی و صدایم را بشنوی کاملا نا امیدم این یعنی تو می خواهی که بسپارم به تو کاملا نا امیدم این یعنی آرام باش من هستم
کسانی که بیشترین تایید را در زندگی به خود جذب می کنند کسانی هستند که هیچ گاه به جستجوی تایید دیگران نمی روند آرزویش را ندارند و دائم به آن فکر نمی کنند.
گربه ی بزرگی گربه ی کوچولویی را دید که به دنبال دُم خویش می دود. از او پرسید چرا دم خودت را دنبال کرده ای؟ گربه کوچولو گفت: من شنیده ام که بهترین چیز برای یک گربه شادی است. و شنیده ام که شادی همین دم من است به همین دلیل دنبال دم خودم می روم و هر وقت آن را گرفتم شادمانی را صاحب خواهم شد. گربه ی پیر گفت: پسرم من نیز به مشکلات دنیا توجه کرده ام. به نظر من هم شادمانی دم من است. اما متوجه شده ام که هر گاه آن را دنبال می کنم از من میگریزد و هر وقت که سرم به کار خودم است هر جا که می روم دُمم هم به دنبالم می آید.
پس اگر واقعا طالب تایید هستید بهترین راه بدست آوردن آن این است که آن را نخواهید و دنبالش نکنید و نزد همه کس طلبش نکنید.
تو چوپان، من باغبان تو برای گوسفندان نی میزنی ... من برای درختان لالایی می خوانم ... تو از پشت تپه های آسمان می آیی، من یک سبد زمین مهمانت می کنم. تو درخت می شوی من جویبار می شوم، تو سبز می شوی من به آسمان می روم ...
قلبم را و فکرم را از هرچه غیر تو خالی می کنم، که تو همه ای و همه بدون تو هیچ ... تو با من باش تو در من باش تو من باش ای شکوهمند، ای والا، ای جاودان
لبخند تو را چند صباحی است ندیدم شانس همیشه در خونه آدمو میزنه!
ن نفسی که باخودی، یار چه خار آیدت وآن نفسی که بیخودی، یار چه کار آیدت! . آن نفسی که باخودی، خود تو شکار پشهای وآن نفسی که بیخودی، پیل شکار آیدت . آن نفسی که باخودی، بستهی ابر غصهای وآن نفسی که بیخودی، مه به کنار آیدت . آن نفسی که باخودی، یار کناره میکند وآن نفسی که بیخودی بادهی یار آیدت . آن نفسی که باخودی، همچو خزان فسردهای وآن نفسی که بیخودی دی چو بهار آیدت . جملهی بیقراریت از طلب قرار توست طالب بیقرار شو، تا که قرار آیدت . جملهی ناگوارشت از طلب گوارش است ترک گوارش ار کنی، زهر گوار آیدت . جملهی بیمرادیت از طلب مراد توست ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت . عاشق جور یار شو، عاشق مهر یار نی تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت . خسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسد از مه و از ستارهها والله عار آیدت ای بسی ظلمی که بینی در کسان خوی تو باشد در ایشان ای فلان
اندر ایشـــــان تافته هستی تو از نفاق و ظلم و بد مستی تو
آن تویی، وان زخم برخود میزنی بر خود آن ساعت تو لعنت می کنی
در خود آن بد را نمی بینی عیان ورنه دشمن بوده ای خود را به جان
حمله بر خود می کنی ای ساده مرد همچنان شیری که بر خود حمله کرد
چون به قعر خوی خود اندر رسی پس بدانی کز تو بود آن ناکسی
هر که دندان ضعیفی می کند کار آن شیر غلط بین می کند
مومنان آیینه ی همدیگرند این خبر می از پیمبر آورند
پیش چشمت داشتی شیشه ی کبود زان سبب عالم کبودت می نمود
گر نه کوری این کبودی دان ز خویش خویش را بد گو مگو کس را تو بیش
اندک اندک آب بر آتش بزن تا شود نار تو نور ای بوالحزن
تو بزن یا ربنا آب طهور تا شود این نار عالم جمله نور
او را خواندند که به یاری ما بیا و او عاشق بود او آمد با همه ی دارایی اش او برای جنگ نه، او برای عشق آمد
و آب، گریه کرد و زمین، گریه کرد و خون، گریه کرد
او عاشق بود عاشق انسان
... و لحظه لحظه، عشق بود و لحظه لحظه، نماز بود و لحظه لحظه، صبوری ...
... و لیلا و اکبر و اکبر و اصغر و اصغر و رقیه و رقیه و عباس و عباس و حسین و حسین و زینب و زینب و زینب ...
آن به آن درس است و عشق کجا عشق، خون می شود؟ کجا عشق، تکه تکه... کجا عشق پاره پاره ...
کلمه کم است کلمه کم است برای این عاشقانه ... سکوت می خواهم ... درمــــــــــان تو در خود تو است، تو بدان بصیرت نداری! درد تو نیز از خود توست، تو بر آن آگاهی نداری! تو آن کتاب مبینی هستی که به یاری حروف اندک آن، رازهای نهفته آشکار میشود. آیا گمان می کنی که تو همین جسم کوچک هستی؟ و حال آنکه « راز جهان بزرگـــــــــــــــــــــ » در کتاب وجود تو مندرج است.
تا در طلب گوهر کانی، کانی
اَه چه بیرنگ و بینشان که منم!
انسان، به وسعتِ تفکرش آزاد است.
نظرات شما عزیزان: [ یک شنبه 9 تير 1392برچسب:عکس منظره,عکس,اس ام اسمحصولات تراریخته, بیوتروریسم, جنگ خاموش, شیرخشک آلوده, نستله شرکت صهیونیستی, محصولات غذایی دستکاری شده, بیوتروریسم, بیوتروریسم در تاریخ, نمونه های بیوتروریسم, نظم نوین جهانی, جنگ خاموش, حقایق آمریکا, محصولات تراریخته, ابزار کنترل جمعیت, واکسن در دستان بیل گیتس, حقایق صهیونیزم, واکسن های آلوده و سمی, محصولات تراریخته, بیوتروریسم, تهدید نوین علیه مسلمانان, ارل بوتز, وزیر کشاورزی دوره نیکسون, غذا یک سلاح است, ابزار غذا, محصولات تراریخته, جنگ خاموش اسراییل, بیوتروریسم,جنگ نرم,بیوتروریسم,ویروس,اخرزمان,فتنهآخر زمان,مرگ, فتنه,ایمان,جنگ,جهاد,توبه,امام,امام زمان,فراماسون,فراماسونری,دجال,رستاخیز,بیوتروریسم,کد,چله,امام,شیطان,شیطان پرستی,جهاد,داعش,جنگ,یمن,میانمار,هولوکاست,ایلومناتی,جادو,کابالا,صهیون,صهیونیسو,اسراییل,موسی,عیسی,سلیمان,نوح,جنگ نرم,اینترنت,اهنگ شیطان,رقص مرگ,, ] [ 10:56 بعد از ظهر ] [ فخـــــــــــــــــــــــــــــاری♣سخنانی از بزرگان♣جمع آوری بعضی مطالب مفید از سایتهای دیگر♣استفاده از احادیث و گفته بزرگان ♣رجوع به کتابهای تاریخی دنیا♣منابع ارزشمند روانشناسی♣بحث های ریاضی♣اشکال هندسی♣داستان ها و گفته های قرانی♣ ]
|
|
[قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] |