نگاه سوم نگاهی بس روشن امّا پنهان فقط تو بدان
نگاه سوم نگاهی بس روشن امّا پنهان فقط تو بدان
کاش قلب ها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شدند♣

 

 


تسبیح بمعنی سبحان الله گفتن است چون تکبیر که الله اکبر و تحمید الحمدالله گفتن است. و آنچه حالا به تسبیح مشهور شده سِبحه (به کسر سین) است که منظور از آن مهره‌هاییست که عدد تسبیح بآن شمارند و استعمال کلمه تسبیح که به معنی مهره های به رشته کشیده می باشد و برای شمارش عدد تسبیحات و تحمیدات و تکبیرات به کار می رئد از غلطهای مصطلح فارسی به حساب می آید که در اثر کثرت استعمال عموم و مخصوصاً فصحاء عرب و ایرانی، استعمال آن به معنی سبحه مجاز گشته است.

 

 
 
 
داستان پیدایش تسبیح و سابقه تاریخی آن
 
 
 

 

قطع نظر از اینکه تسبیح را بشر اولیه بصورت طوق و به منظور زینت از مهره های مختلف بکار می برده، بطور کلی تسبیح از دوران مسیحیت پیدا شده و مسیحیان تسبیح های طویلی را که از انتهای آن صلیب می آویختند به گردن می آویختند.

استفاده تسبیح در ابتدا حکم زینت را داشته و برای جنس دانه های این تسبیح از همه چیز استفاده می کرده اند که اغلب آنها شیشه ای بوده بعدها کشیش های نستورین که در شرق می زیستند از آن برای ذکر اوراد استفاده کردند و بعضی از کاتولیک ها نیز بهمین منظور آنرا بکار میبردند. اما پرتستان‌ها هیچوقت بدین شکل از تسبیح استفاده نکردند و حتی استعمال آنرا بدان منظور منفور می دانند زیرا می گویند در کتاب خدا راجع بآن اشاره‌ای نرفته و بطور کلی کسانی را که از تسبیح به منظور دینی استفاده می کردند تقبیح کرده و به اوهام پرستی و خرافات متهم کرده اند. زیرا بر این عقیده اند که عیسی تقلید و اوهام پرستی را منع می کند و استعمال تسبیح و امثالهم را از احکام مردم حساب می کند نه از احکام خدا. «آنگاه که کاتبان و فریسیان اورشلیم نزد عیسی آمده گفتند، چرا شاگردان تو از تقلید مشایخ تجاوز می نمایند، او در جواب گفت، شما نیز به تقلید خویش از حکم خدا چرا تجاوز می کنید سپس عبادت را عبث می کنند زیرا که احکام مردم را به منزله ی فرائض تعلیم میدهند.» (انجیل متی باب 15) .

 

 

 

شکی نیست که تسبیح از مسیحیت به اسلامیت رسوخ کرده و چون اسلام اصولاً در شرق پیشرفته و نستورین های شرقی از تسبیح به منظورهای دینی استفاده می کردند، لذا این فکر پیدا میشود که مسلمانان از کشیش های نستورین در استعمال تسبیح به منظورهای دینی اقتباس و تقلید نموده اند، و پیدایش آن در اسلام داستانی دارد که نزدیک به افسانه است. معروفست که حضرت پیغمبر (ص) بدخترش حضرت زهرا (س) فرمود که در اتمام هر نماز سی و چهار بار سبحان الله گفتن صوابی بزرگ خواهد داشت، و حضرت زهرا (س) برای این منظور نخی سبز رنگ (گویا به همین علت است که انتخاب نخ سبز رنگ را برای تسبیح نماز مستحب می دانند) را سی و چهار بار گره زد و از آن برای حساب و شمارش سبحان الله گفتن در اتمام هر نماز استفاده می نموده اند. بعدها نیز از خاک قبر حضرت حمزه دانه های درست کردند تا تسبیح به صورت تبرک و به شکل امروزی در آمد. گرچه گفته فوق تقریباً بعید به نظر می رسد ولی امکان حقیقی بودن داستان فوق را می توان به دلیل زیر بیان داشت.

 

 

 

تسبیح در اسلام از زمان پیغمبر (ص) پیدا شده و از بدو پیدایش اسلام تسبیح به منظور دینی به کار رفت تا اینکه کم کم به صورت تفننی فعلی در آمد. در مورد سابقه تاریخی پیدایش تسبیح، یک نوع دانه های تسبیح شیشه ای است که در حفاریهای مثل باستان پیدا شده و مربوط به 4000 سال پیش می باشد.


 

 


 


 

۞ بشیر خدمت امام صادق (ع) عرض کرد « فدایت شوم،چه نگینی برروی انگشترم قرار دهم؟ » حضرت فرمود: « ای بشیر! چرا از استفادۀ عقیق قرمز و عقیق زرد و عقیق سفید غافلی؟ پس همانا این سه عقیق، سه کوهی هستند در بهشت که کوه عقیق قرمز بر خانه پیامبر (ص) در بهشت و کوه عقیق زرد بر خانۀ فاطمه زهرا (س) در بهشت و کوه عقیق سفید نیز بر خانه امیرمؤمنان (ع) در بهشت سایه افکنده است و همۀ این خانه ها یکی است. همانا این سه کوه،خدا را تسبیح و تقدیس و تمجید می گویند و برای دوستان و محبان آل محمد (ع) استغفار می کنند.» (امالی طوسی:ص38/بشارةالمصطفی:ص110/بحار:ج8 ص187)
 

 

 

 

 
 

 

 
۞ امام صادق (ع) فرموده اند: « انگشتر عقیق در دست کنید. همانا خداوند با پیامبرش،موسی (ع) برروی کوه عقیق سخن گفت و موسی بر این کوه به مقام کلیم اللهی رسید.» (مکارم الاخلاق:ص87)
 

 

 

 

 

 
۞ پیامبر اکرم (ص) می فرماید : « در شب معراج که به آسمان سفر کردم (به عرش رفتم) به مرتبه ای رسیدم نزدیک تر از آن،به مقام ربوبیت،تصور پذیر نیست. پس خداوند در آنجا با من بین دو کوه عقیق سخن گفت.» (مائة منقبة:168/الشیعة فی احادیث الفریقین:ص178)
 
 
 
 
 
با نگاه به این دو حدیث،که خداوند برروی کوه عقیق با حضرت موسی (ع) و بین دو کوه عقیق با پیامبرش حضرت محمد (ص) سخن گفت،عنایت خداوند به سنگ عقیق معلوم می شود. و این بدان جهت است که اول سنگی بوده که به یگانگی خدا و نبوت پیامبر (ص) و ولایت امیرمؤمنان (ع) شهادت داده است.
 

 

 

 
۞ در کتب تاریخ نقل شده که وقتی مرد فقیری وارد مسجد شد و از اصحاب درخواست کمک کرد و کسی جز امیرمؤمنان (ع) که در حال نماز بود،به او کمک نکرد و آیه ولایت : Oإنّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُه وَالذّینَ آمَنُوا الّذینَ یُقِیمُونَ الصّلاةَ وَ یُؤتُونَ الزَّکاةَ وَ هُم راکِعُونَ O (مائده:55) نازل شد،آن انگشتری که امیرمؤمنان (ع) به مرد فقیر داد،عقیق یمانی بوده است. (شواهدالتنزیل:1/212)
 

 

 

 
۞ در کتاب مصباح درباره آداب و مستحبات عمل استخاره آمده است که استخاره کننده،انگشتر عقیق در دست راست کند،درحالیکه روی آن نوشته شده باشد :Q محمد و علی  Q و سپس با دست راست قبضه ای بگیرد. (مصباح الکفعمی:ص392)
 
 
در کتاب بحارالانوار برای خوردن تربت امام حسین (ع) و شفاطلبی از آن آدابی ذکر شده است،ازجمله آنکه:
 
 
۞ هرگاه خواستی مقداری از تربت امام حسین (ع) را برداری و استفاده کنی،انگشتری نقره در دست کن که نگین آن عقیق باشد و برروی آن نوشته باشد:Q ماشاءَالله لا قُوّةَ الّا بالله استغفرالله Q ( بحارالانوار:98/137،مستدرک:10/338)
 
 
 

 


[ دوشنبه 20 آذر 1396 ] [ 07:34 ] [ negahesevom ]

.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

نگاه سوم دریچه ایی بسوی روشنایی آرامـــــــــــــــــــــــــــــــش نیایـــــــــــــــــــــــــــــــش خودســــــــــــــــــــــــازی شـــــــــــــــــــــــــکرگزاری متجلی ساختن آرزوها و خواسته ها ♥♥♥♥♥♥ مــــــــــــــــــــــــــــراقبــــــــــــــــــــه ♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣ اگه از آن دسته انسانهای عجول وشتابزده هستید. اگه فقط نتیجه برای شما مهم است. اگه نمیتوانید صبر و حوصله پیشه خود سازید. اگه علت ها واما ها واگرها وچراهاباعث شده ناامیدی را پیشه کنید به نگاه ســـــــــــــــــــــوم ادامه ندهید نگاه سوم شکیابایی وصبر از شما میخواهدتا برای شما روشنایی به ارمغان آورد به نگاه سوم خوش آمدید ◘◘◘◘ انسانها باید بیاموزند که نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشق شان باشد، تنها کاری که می توانند بکنند این است که خودشان او را دوست بدارند . بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم هایی عمیق در قلب کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم، اما سال ها طول می کشد تا این زخم ها را التیام بخشیم . بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیازمند است . بیاموزند انسان هایی هستند که ما را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان رابیان کنند . بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند اما به همان یک نقطه دو دید مختلف داشته باشند . بیاموزند کافی نیست که فقط دیگران را ببخشند بلکه باید بتوانند خود را نیز ببخشند. دیگر وبسایت و وبلاگ های ما balhayeparvaz.loxblog.com وnegahesevom2.loxblog.com وzarrinmadarkavir.ir وfakharii.loxnlog.com
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

پخش ویدیو