نگاه سوم نگاهی بس روشن امّا پنهان فقط تو بدان
نگاه سوم نگاهی بس روشن امّا پنهان فقط تو بدان
کاش قلب ها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شدند♣

http://irannaz.com/user_files/image/13/42.jpg

 

تحلیل وبررسی جزء جزء رفتارهای روزمرّه و تامّل در درستی یا نا درستی آنها می تواند به یکی از مراحل بنیادین جهت به دست آوردن

 

آرامــــــــــــــــــــــــــــش مبدل شود

 

                             ♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣

 

خواهی که زکاینات عالم اکرم باشی

 

بر جمله فرشتگان عالم مقدم باشی

 

آدم شدن آموزکه پیش تومـــــــلک

 

صد سجده کند اگه تو آدم باشــــــی

                                      ◘◘◘◘◘

[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 05:08 ] [ negahesevom ]

آنچه به قلم “شالومو پیتروکوفسکی” در “اسرائیل نشنال نیوز” می خوانید:

فروردین 24, 1396/2 دیدگاه /در  /

دختران ما را  به ارتش نفرستید.

 

عداد بسیاری از والدینی که دخترانشان در سیستم آموزشی ملیِ مذهبی (Hemed) درس می خوانند طوماری را امضا کرده و در طی آن از وزیر آموزش و پرورش نفتالی بنت(Naftali Bennett) خواسته اند که به سازمان هایی که سعی در اقناع دختران مذهبی جهت ورود به ارتش اسرائیل می کنند اجازه ندهد نزد دانش آموزان دبیرستانی حضور یابند.
« این برنامه ها نوعی عدم اعتماد به مشارکت چشم گیری که توسط دختران در سیستم آموزشی ملیِ مذهبی(Hemed) در چارچوب خدمت نظام وظیفه (سربازی) انجام گرفته است را نشان می دهد و با ارزش های این سیستم که آموزش دختران بر پایه آن قرار دارد مغایرت دارد.»
خاخام بزرگ اسرائیل هم در دوره صهیونیست های مذهبی و هم در دوره خاخام بزرگ حریدی از زمان تشکیل دولت اسرائیل صراحتا خدمت (وظیفه) زنان در ارتش را ممنوع کرده است. خدمت سربازی جهت ساخت چارچوبی برای دختران ایجاد شده است که به طور داوطلبانه پس از دوره دبیرستان در نقش های ضروری به اسرائیل خدمت کنند.
خاخام موشه شاهور(Moshe Shahor) از شهر سِدروت(Sderot) از امضا کنندگان این طومار گفت: «من دختری در سن دبیرستان دارم و حس مسئولیت و هدف مندی الهام گرفته شده از تورات که ما می خواهیم به دخترانمان بدهیم با خدمت دختران در ارتش اسرائیل در تناقض است. این گونه نمی شود که در نهادهایی که پایبندی به تورات و ارزش های تورات آموزش داده می شود ترغیب زنان به خدمت در ارتش اسرائیل که از منظر قانون یهود مشکل ساز است وجود داشته باشد. بسیاری از مولفین تورات اجازه ندادهاند که زنان در ارتش اسرائییل خدمت کنند.»
او اضافه می کند: «هیچ گاه مسیر تنزلیای مانند این وجود نداشته است و مایه تاسف است که همان هایی که دارند تسلیم عناصر تندرو می شوند سعی دارند ارزش های صهیونیسم دینی را تغییر دهند.»
سازمان چوتام(Chotam) اعلام کرده است: «از نظرسنجی که این هفته منتشر شد مشخص می شود که اکثریت وسیعی در داخل صهیونیسم دینی از مشارکت چشمگیر دختران از طریق برنامه های خدمت سربازی حمایت می کنند و در آن، مسیر مناسب برای یک دختر مذهبی می بینند. امیدواریم که وزارت آموزش و پرورش به خواست والدین احترام نهاده و اجازه ورود (به سیستم آموزش ملی مذهبی) سازمان هایی که برخلاف جهان بینی آموزشی آنها کار می کنند را ندهد. ما از وزارت آموزش و پرورش می خواهیم تا اجازه دهد سیستم آموزش ملی مذهبی(Hemed) استقلال یافته و جلوی افزایش تلاش ها برای جذب سازمان هایی که تلاش می کنند مشارکت در خدمت سربازی را کم ارزش جلوه داده و برخلاف موضع والدین در برابر به خدمت گرفت دختران در ارتش ملی اسرائیل فعالیت می کنند را بگیرد

 
 
 

ادامه مطلب
[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 05:05 ] [ negahesevom ]

عامل ترور مقام معظم رهبری را بشناسید

یکی از اسرار تاریخ انقلاب اسلامی، عملیات ترور آیت الله خامنه ای در روز ۶ تیر ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر است. در این ترور ناجوانمردانه امام جمعه تهران به شدت مجروح شد.

 

گروه رهروان فرقان ادعا می کند که این ترور توسط آنها صورت گرفته است اما کارشناسان امنیتی معتقدند که سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در پشت پرده این ترور قرار دارد.

حتی برخی همچون مرحوم حاج احمد قدیریان، معاون وقت دادستان کل انقلاب معتقدند که جواد قدیری از عوامل نفوذی سازمان در دستگاه امنیتی طراح و عامل این ترور بوده اند.

عامل ترور مقام معظم رهبری را بشناسید

اما پژوهش های اخیر صورت گرفته در مرکز اسناد انقلاب اسلامی نشان می دهد که شخصی به نام امیرمسعود تقی زاده، عامل و بمب گذار ترور آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر تهران بوده است.

تقی زاده که زیر نظر محمد متحدی رهبر نظامی گروه فرقان عمل می کرده در ترور شهید آیت الله قاضی طباطبایی نیز نقش اصلی را داشته است. این تروریست ها در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۶۰ در محل نمازجمعه تبریز اعدام شد.

[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 05:04 ] [ negahesevom ]

بسم الله القاصم الجبارین 

" إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصَاد ِ "

 


شکست پروژه انبیاء الهی!؟

بارها و بارها و بارها از بنده سوال شده است که؛

اگر حق و حقیقت پیروز است و راه و رسم درست و صحیح در پیروی از حق است،پس چرا همواره در طول تاریخ پیروزی از آن باطل بوده و همیشه این شیطان و پیروانش بوده اند که فاتح میدان بوده اند!؟

حقیقتاً ما اگر نگاهی گذرا به تاریخ گذشته داشته باشیم خواهیم دید که این سخن بیراهی نیست و در طول تاریخ،حق و حقیقت همواره در برابر ناحق قربانی شده است!
از رویاروئی یکایک پیامبران الهی با طاغوت زمانشان گرفته تا خود واقعه عاشورا -جز مواردی بسیار معدود و اندک- قصه همین بوده !

اما چرا و به چه دلیل!؟


برداشت اول – عملکرد جبهه باطل!

اجازه بدهید تا بعنوان سرآغاز،یک ماجرای واقعی را برایتان حکایت نمایم؛

جام جهانی فوتبال 1990 ایتالیا،مرحله یک هشتم نهائی دیدار میان 2 تیم برزیل و آرژانتین!

زمانیکه تیم فوتبال برزیل برخلاف اکثریت پیش بینی ها و در عین شایستگی و برتری کاملاً محسوس،نتیجه مسابقه را یک بر صفر به آرژانتین واگذار کرد،هافبک سرشناس برزیلی "کلودیو ابراهیم وازلئال برانکو" طی یک مصاحبه مطبوعاتی عنوان کرد که آرژانتینی ها در نیمه دوم مسابقه با آبهایشان ما را مسموم کردند!!!
"کلودیو برانکو" آن زمان مدعی شده بود که پس از نوشیدن از بطری آب آرژانتینی ها تمامی عضلات بدنش کرخت شده و به سختی آن مسابقه را به پایان رسانیده بود!

اما همان زمان تمامی مطبوعات ورزشی او را بواسطه این صحبت،مضحکه عام و خاص نمودند و به خاطر این ادعای عجیب و غریب وی را ریشخند نموده و به باد تمسخر گرفتند!
اما این ماجرا گذشت تا اینکه "دیه گو مارادونا"(کاپیتان تیم ملی آرژانتین در جام جهانی 1990)چهارده سال بعد از آن ماجرا و در سال 2004 ،به خاطر زیاده روی در مصرف مواد مخدر و همچنین آثار زیانبار ناشی از اضافه وزن به سختی بیمار شده و به بستر مرگ افتاد...
از آنجائیکه نوع آدمی وقتی مرگ را به خود نزدیک احساس می کند وجدانش بیدار شده و زبان به اقرار و اعتراف می گشاید،"دیه گو" نیز متاثر از آن شرایط وخیم که گریبان گیرش شده بود لب به اعترافی تکان دهند گشود و پرده از رازی برداشت که سبب حذف تیم برزیل از جام جهانی 1990 شده بود!
او گفت که؛
حق با "برانکو" بود!...ما بطری های آب خودمان را مسموم کردیم و به بچه های تیم گفتیم که آبهائی که در اختیار تیم ما قرارداده اند بی کیفیت است،و شما اگر در بین بازی به آب نیاز داشتید حتماً از بطری های آب تیم برزیل بنوشید!
از این ماجرا تنها من،سرمربی تیم و پزشک تیم خبر داشتیم...
در واقع این ایده دکتر بیلاردو سرمربی تیم بود چرا که او اعتقاد داشت؛
ما به هر قیمتی که شده باید برزیل را حذف کنیم و این جام را به خانه ببریم!

"پیروزی به هر قیمتی که شده!"

 

عالیجنابان،بزرگواران،سروران و عزیزان!
همواره این استراتژی شیطان و شیوه سپاه باطل در تمامی تاریخ بوده است؛

"پیروزی به هر قیمتی!"

برای غلبه بر حریفانت دوپینگ کن،اگر جواب نداد حریف را مسموم کن،ولی در این میدان مسابقه پیروز شو ولو به هر قیمتی!

عزیزان! در دیپلماسی شیطان جوانمردی و لوطی گری جائی ندارد!


برداشت دوم – عملکرد جبهه حق!

و اما در جبهه حق...؛

بزرگواران! استفاده از شگرد و بازی و سیاست بمنظور پیروزی،در میان جبهه حق جائی ندارد حتی برای کسری از ثانیه!!!
حاکمیت حق برپایه اصول اخلاقی و رسوم جوانمردی استوار است،و حق هرگز ذلت پیروزی کثیف را برنمی تابد و غلبه بر باطل را به شیوه خودش پیروزی نمی داند!
حق شرم دارد از اینکه برای پیروزی در این میدان حتی لحظه ای به استفاده از نیرنگ و سیاست بیاندیشد تا چه رسد به آنکه بخواهد بدان شیوه متوسل شود!

روایتی از سپاه حق و شیوه عملکرد آن در رویاروئی با سپاه باطل!

شما حتماً شنیده اید که؛
وقتی در اوایل محرم الحرام سال 61 قمری سپاه امام حسین علیه السلام وارد کربلا می شود، با گروهی از سپاهیان عمر سعد به فرماندهی حربن یزیدبن ریاحی روبرو می گردد و متوجه می شود که آنها تشنه هستند و آبی ندارند،پس به اصحاب خود دستور می دهد که به آنها آب داده و حتی اسبانشان را نیز سیراب نمایند!
اما عمرسعد لعنت الله علیه در تاسوعا و عاشورا چه کرد!؟
آن ملعون حتی زنان و کودکان حرم حضرت سیدالشهدا را از آب محروم کرد...
برای چه!؟
برای اینکه امام را تحت فشار بگذارد و سریعتر و آسانتر پیروز گردد...این شیوه شیطان و راه ورسم سپاه باطل است!
اما امام علیه السلام که پیشوای حق است چگونه رفتار می کند!؟
در روایات آمده است که گروه بیشماری از جنیان قبل از عاشورا به کربلا آمده بودند تا امام را از نزدیک یاری نمایند...زعفر جنی که فرماندهی بخش کوچکی از آن سپاه عظیم جن را عهده دار بوده است به امام می گوید که اگر اذن جهاد بدهی من و یارانم در کمتر از نیمروزی تمامی این سپاه کفر را منهزم و پراکنده می کنیم!...اما امام اجازه جهاد به آنها نمی دهد و همگی آنها را مرخص می کند اما بسیاری از آنها حاضر به ترک گفتن امام نمی شوند اما امام می فرمایند که اگر من ولی شما هستم به شما فرمان می دهم که میدان را ترک کنید...و تنها آن زمان همگی از حضور امام مرخص می شوند...اما زعفر جنی پس از مدتی به تنهائی بازمی گردد و می گوید یا اباعبدالله،مادرم گفت که اگر فرزند فاطمه سلام الله علیه را تنها بگذاری از تو راضی نخواهم شد و تو را عاق والدین خواهم نمود!...امام به او می گوید پس فقط بنشین و نظاره گر باش و زنهار و مبادا  که دخالتی بکنی!
براستی چرا امام حسین علیه السلام چنین تصمیمی می گیرد!؟
چرا امام برای پیروزی بر سپاه یزید از این سلاح نامتعارف(حضور قوای جن)استفاده نمی کند و نبرد را به سود خویش به پایان نمی رساند!؟
بدین علت که پیشوای حق پیروزی به هر قیمتی را،پیروزی نمی داند...انسان در برابر انسان و شمشیر در برابر شمشیر!

و اما سپاه حق و حقیقت و روایتی دیگر از آن؛

 زمانیکه کوفیان سست و ماتم زده متوجه می شوند که بازی خورده اند و در صفین حق با حضرت علی علیه السلام بوده و قرآن بر نیزه کردن و جریان حکمیت از سوی معاویه نیرنگی بیش نبوده،پشیمان گشته و به امام مراجعه می کنند تا مجدداً به جنگ با معاویه و سپاهیان او بروند...
سپاه بزرگی برای کارزار آماده می شوند تا به فرماندهی حضرت علی علیه السلام به سراغ معاویه رفته و کار او و یاران نیرنگ بازش را یکسره کنند...اما چندین فرسخ پیش از رویاروئی با سپاه معاویه لعنت الله علیه خبر به امام می رسد که خوارج نهروان فتنه و آشوبی به پاکرده اند و راه را بر مردم می بندند و دوستداران امام را می کشند و از جمله این جنایات فجیع اینکه "ابن خباب" را ذبح کرده اند و شکم زنش را پاره کرده و جنین از درون شکمش بیرون آورده اند!...
وقتی امام می شنود سرمرکب خویش را به سوی نهروان کج می کند و بین واجب و واجب تر، دومی را برمی گزیند و هرچه یاران و اصحابش به او می گویند که؛
چندین فرسخ بیشتر تا نابودی کامل معاویه فاصله نیست اجازه بدهید تا ابتداء کار او را یکسره نمائیم و سپس به سراغ نهروانیان برویم...
اما امام نمی پذیرد و در پاسخ اشاره می کند که از منظر حق(خدایتعالی)هم اینک خوارج نهروان در اولویت هستند!
برای هرکسی مسلم است که اگر امام در آن زمان تنها در اجرای امر حق،اولویت را رعایت نمی نمود و ابتداء به جنگ معاویه می رفت،کار سپاه باطل همان 1400 سال پیش تمام بود و حق حاکم شده بود و قصه تمام!...
اما همه می بینند که پیشوای حق نه تنها دوپینگ نمی کند،و نه تنها از شیوه های نامتعارف استفاده نمی کند،و نه تنها حریف خود را مسموم نمی کند،بلکه آنچنان مقید به اصول اخلاقی – الهی  است که حتی حاضر نیست ترک اولی نماید !(ترک اولآ یا ترک اولویت یعنی واجب را بر واجب تر مقدم داشتن) 

نقل است که حضرت علی علیه السلام و یکی از اصحاب از کنار خانه ای می گذشتند که صدای بسیار زیبایی را می شنود که آیاتی از قرآن را تلاوت می نمود...آن یار امام(که احتمالاً میثم یا عمار بوده است)از آن صدای روح نواز به شگفت می آید و حیرت می کند اما امام به او می گوید که از حبیبم رسول خدا شنیدم که صاحب این صوت زیبا قاتل من است...آن یار امام می گوید اگر بدین امر یقین دارید اجازه بدهید تا هم اکنون بروم و کار وی را یکسره نمایم اما امام در جواب می فرماید؛
اگرچه یقین دارم اما در راه و رسم حق، قصاص پیش از فعل جایز نیست!

 شما ببینید که درجه ایمان و اعتقاد به اصول اخلاقی و درست کرداری در میان پیشوایان حق تا چه اندازه است که حضرت امام سجاد علیه السلام می فرمایند؛ 
براستی که اگر قاتل پدرم شمشیری را که با آن قصد قتل پدرم را داشت،نزد من به امانت می گذاشت من امانت او را به وی باز می گرداندم!     

اما آن ابلیس خبیث ملعون و سپاه باطلش نه تنها اماناتی را که تهدید جان آنهاست بلکه هیچ امانتی را به صاحبش رد نمی کنند،و نه فقط کسانی را که تهدید جان آنها هستند بلکه هزاران هزار انسان بیگناه را نیز که هیچ خطری برای آنها محسوب نمی شوندبه جرم ناکرده و پیش از موعدش می کشند!!!

خب درجائیکه حق اینچنین به درستکاری و اخلاق پایبند است و باطل آنچنان به زشتکاری و نیرنگ،آیا از سپاه باطل انتظار دیگری به جز پیروزی می توان داشت!؟
بزرگواران! باطل همیشه از پشت خنجر میزند و برای استیلای خود بر جهان،از هرشگردی استفاده می کند... نیرنگ و سیاست همواره از کارآمدترین ابزار "ناحق" است و رمز پیروزی این شجره منحوسه و ارباب پلیدشان ابلیس در طول تاریخ،همین بوده است و لاغیر!

حضرت علی علیه السلام می فرماید؛
اگر بنای حق برپایه مصلحت اندیشی و سیاست بود،علی سیاست باز ترین عرب بود!

 و شما این را یقین بدانید که اگر قراربود تا در نبرد میان حق و باطل،اربابان حق و حقیقت نیز از نیرنگ و سیاست استفاده کنند،آنگاه استیلای ناحق بر جهان به اندازه یک نیمروز هم نبود!
 

و اما سخنی از باب ضرورت و در حکم حسن ختام؛
اگرچه از برای این وبسایت مایه ننگ و شرمساری است که حتی نامی از شجره ملعونه آل سعود به میان آورد،اما به ناگزیر از برای آنها و یا کسانی که این سخن را به گوش آنها می رسانند می گوید تا بدانند که؛
اگرچه میان خدا با هیچ کس خویشاوندی نیست اما شاید در این بین شخص یا اشخاصی باشند که میان آنها و قوای الهی - علی الخصوص فرشتگان قهر و ملک خشم جناب سطاطائیل علیه السلام - قرابتی باشد...و حتی شاید بحث دین و مدیون باشد!
آنها باید بدانند که در این میان کسی هست که نه پیشوای حق است،نه الزامی بر رعایت اوجب و اولی دارد،نه اهل ملاحضه است و نه حتی عهدی دارد که برای درهم کوبیدن باطل از شیوه نامتعارف استفاده نکند!
این "هیچ ابن هیچ کس" اگر ناگزیر گردد برای درهم فروکوبیدن شجره ملعونه آل سعود از هر شیوه نامتعارفی استفاده می کند!
ای در کنج عافیت نشستگان به تفریح خود بپردازید و به تحریک ابلیس ملعون و کارگزاران غضب شده اش،چوب در لانه زنبور نکنید و وارد این ماجرای خطرناک و این بازی مرگ آفرین نشوید،چرا که اگر مدیون دین خود را طلب نماید به اذن حضرت جبارومنتقمجل العظمة ،قوای خشم الهی کاخ سلطنت آل سعود و شاهزادگانش را همچون پشم زده شده درهم خواهند کوبید و جهانیان بقایای اجساد ایشان را همچون بقایای "اصحاب فیل" روئیت خواهند نمود؛

"فَجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولٍ "

[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 05:03 ] [ negahesevom ]





تو يک نقاش خوبي
بزرگ و چيره دستي
هنرمندي خدايا
خودت استاد هستي

تو دريا را کشيدي
بزرگ وبيکرانه
و چين چين موج دادي
به آبش ماهرانه

تو بال شاپرک را
پر از صد خال کردي
به زير خاک بذر
چمن را چال کردي

درون دفتر خود
کشيدي آسمان را
گل و باران و شب را
تمام اين جهان را

تورا من دوست دارم
که خوب و مهرباني
خدا جان واقعاً که

تو نقاش جهاني

(زهرا داوري)

[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 05:03 ] [ negahesevom ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

 

"صیحه آسمانی" یا اذن ظهور حضرت ولی الله الاعظم علیه السلام

همراه با سپری شدن ماه های جمادی،رجب و شعبان و از آخرین پست این وبسایت تا به امروز، از اینجانب پیوسته و مکرر سوالاتی پرسیده می شود که فرضاً چرا فلان وقایعی را که شما پیش بینی کرده بودید اتفاق نیفتادند؟       
چرا سفیانی نیامد؟  
چرا یمانی نیامد؟      
چرا علائم نجومی بوقوع نپیوست؟ و و و ...

اولاً در پاسخ تمامی این سوالات باید عرض کنم که شما اگر تمامی مقالات و کامنتها را از روز آغاز این وبسایت تا به همین امروز مشاهده بفرمائید هرگز نخواهید توانست سخنی را از بنده پیدا کنید که در آن به طور جزم به رخدادن واقعه ای اشاره نموده باشم،بلکه بارها و بارها مکرراً عنوان کرده ام که آنچه بنده در مورد برخی حوادث آینده نسبت به آن قلم فرسائی می کنم تنها درحکم حدس و گمان است و نه چیزی بیشتر !

ثانیاً از شما میپرسم؛
آیا اینکه علائم نجومی اتفاق نیفتاده چیز بدیست!!!؟         
آیا شما دوست می داشتید که یک رخداد نامتعارف نجومی همه چیز را بهم بریزد و ملت از شدت ترس و دلهره جان به لب شوند!؟     
یک کسوف ساده و معمولی خود به خود وهم برانگیز است چه رسد به یک سلسله وقایع نجومی نامتعارف که مشخص نباشد سرمنشاء آن کجاست! 
یا اینکه مثلاً انقلاب سفیانی آنگونه که باید و شاید نبوده است!    
از نظر شما پیش از ظهور حتماً می بایست نوعی از سفیانی خروج کند که از دمشق تا کوفه را به خون شستشو داده و با اجساد انسانها فرش نماید!؟  آیا داعش کافی نبوده!؟

یا پیش از ظهور حتماً باید زلزله ای در شام بیاید و هزاران هزار کشته برجای گذارد!؟      
آیا همین میزان بدبختی که از هزار زلزله بدتر است برای مردم سوریه کافی نبوده است!؟
یا چون هنوز جنگهای "قرقیسیا" و "آرماگدون" با آن کیفیتی که در روایات آمده است،برپا نشده پس ظهوری نیز درکار نیست!؟ آیا کیفیت جنگ قرقیسیا حتماً باید مشابه همان "...و مائده فی قرقیسیا..." باشد تا ظهور حضرت حجت علیه السلام اتفاق بیافتد!؟   
آیا نمی شود تصور کرد که شاید رحمت الهی برآن شده تا این مراحل سبک تر طی گردد و با حداقل خسارت به ظهور منتهی شود!؟        
شاید چنین ظهوری به دل بعضی ها نمی چسبد و حتماً از نظر آنها ظهور زمانی معنا پیدا می کند  که یک کشتار جانانه با همان کیفیتی که در روایات آمده،رخ بدهد!؟ شاید باید اینگونه شود تا ظهور از نظر چنین جماعتی قابل قبول باشد!؟

بعضی به ما می گویند که این تحولات جاری در یمن نشانی از آن قیام یمانی که در روایات آمده ندارد،چرا که "یمانی" ذکر شده در روایات اسلحه به دست نیست و قیامش جنبشی اصلاح طلبانه است!؟   
اما اینجانب از شما می پرسد که؛   
آیا همین قیام یمن،در ابتداء یک جنبش مردمی و به دور از خشونت نبود!؟
آیا این بنده خدا(عبدالملک حوثی)حرکت خود را به دور از تشنج و درگیری و در چارچوب یک الگوی خردمندانه آغاز ننمود!؟این بندگان خدا کجا دست به اسلحه بردند!؟         
آنها در کمال آرامش و قدم به قدم در شرف یکپارچه کردن و اتحاد سرزمین یمن بودند،نبودند!؟ آیا اساس حرکت آنها پیش از حمله ائتلاف،یک حرکت انسانی و دعوی خداپسندانه نبود!؟
اما ابلیس و سپاه باطل به مجرد اینکه دیدند مشخصات این جنبش با مختصات ارائه شده در روایات شبیه است،آمدند مداخله کردند و آنرا به آشوب کشانیدند...!     
انقلابیون هیچ مشکلی با منصور هادی نداشتند و حتی اصرار داشتند که او همچنان رئیس دولت باقی بماند اما سپاه باطل که هیچ بهانه ای برای مداخله در اوضاع این جنبش مردمی نداشت،جناب رئیس هادی را با پیشنهاد بسیار بالائی تطمیع کرد تا او  بعنوان شخص اول کشور بهانه جوئی نموده و راه را برای مداخله در اوضاع داخلی یمن برای بیگانگان هموار کند! منصور هادی زمانی استعفا داد که هیچ کدام از طرف های یمنی موافق استعفای او نبودند و زمانی از یمن گریخت که هیچ تهدیدی پیش رو و پشت سر او نبود!        
سپاه باطل سعی کرد تا بدین شیوه جنبش مردمی و آگاهانه یمن را به یک چالش سیاسی – نظامی کشیده تا به جهانیان بگوید که؛       
"آن یمانی که شیعه در انتظار آن است،این یمانی نیست چراکه این یمانی اهل نزاع و درگیری و تفرقه افکنی است و رئیس دولت قانونی خود را از کشورش بیرون کرده!"

بگذریم...!

اما آنچه که بنا دارم تا دراینجا موکداً و مکرراً به آن اشاره کنم این موضوع است؛

عزیزان،سروران،بزرگواران و عالیجنابان!

3 علامت از میان 5 علامت حتمی مرتبط با ظهور حضرت بقیة الله الاعظم،پیش از آنکه ظهور اتفاق بیافتد رخ خواهند داد...اما زمان رخداد 2 علامت دیگر پس از ظهور حضرت علیه السلام  ولی قبل از قیام ایشان(مابین ظهور و قیام) خواهد بود!

اما آن سه علامتی که قبل از ظهور رخ می نمایند عبارتند از ؛      
یمانی – سفیانی – صیحه آسمانی 
آنچه که بسیاربسیار مهم است تا نسبت به آن هشیاری و آگاهی در بین منتظران ایجاد شود اینست که در مورد آشکار شدن "یمانی" و "سفیانی" تنها کمیت مهم است و نه کیفیت!!

بدین مفهوم که فرضاً، حتماً لازم نیست که این قیام ها دقیقاً همزمان و مقارن بایکدیگر بوده باشند و یا اینکه الزماً در ماه رجب باشند و قص علی هذا...

اما در مورد "صیحه آسمانی" از آنجاکه شاه کلید حل مسئله بوده و بحث بسیار حساسی است،هم کیفیت آن و هم کمیت آن  هردو در دامنه قطعیت این علامت هستند...بدین مفهوم که این معجزه الهی به ترتیبی طراحی شده است که هرکسی که بر روی زمین زندگی می کند این بانگ آسمانی را به زبانی که خود با آن تکلم می کند می شنود و هیمنه و رعب این بانگ و خروش آسمانی از درون و بیرون انسانها را تکان می دهد و آنها را به مرز یقین و باور کامل قلبی می رساند آنچنانکه هرکسی سریعاً متوجه خواهد شد که این رخداد یک امر ماوراء طبیعی و رویدادی کاملاً نامتعارف است...صیحه بسوی حق(حضرت مهدی علیه السلام)دعوت می کند و تاثیر آن برروی انسانها آنچنان است که اگر ابلیس در مقابل آن بدل نزند هیچکس از ایمانی که بواسطه شنیدنش آورده است،بازنمی گردد!

کیفیت صیحه این چنین است و کاملاً بدیهیست که شبیه سازی چنین چیزی ناممکن است!    
آنچه که در مورد "صیحه آسمانی" در دامنه قطعیت قراردارد وقوع آن است در قالب کیفیتی که توضیح داده شد،اما اشاره به تاریخ و زمان وقوع آن - شب جمعه 23 رمضان - در حکم یک کد معرفه و عاملی برای دقت شناسائی آن است!
اینکه چرا در روایات اشاره شده که صیحه در 23رمضان است بدین علت است که؛         
این بانگ را منتسب به حضرت جبرئیل علیه السلام می دانند و از سوی دیگر ما می دانیم که حضرت جبرئیل علیه السلام در شب قدر به همراه سایر ملائکه به زمین می آیند تا مقدرات سالانه را به حضرت صاحب الامر علیه السلام تنزیل نمایند،از این رو اذن ظهور حضرت علیه السلام که آن نیز در حکم اعظم مقدرات است در این شب عزیز از آسمان به زمین آورده می شود و توسط جناب جبرئیل قرائت می گردد آنچنان که هرکسی بتواند هماهنگ با فهم و درک و منطق و زبان تکلم خود آنرا شنود نماید!

پس فعلاً می بایست که چشم انتظار شب جمعه 23 رمضان 1436 قمری مصادف با 19 تیرماه 1394 شمسی و 10جولای 2015 میلادی باشیم تا به اذن حضرت حقتعالی و نظر مرحمت و لطفش بر جمیع بندگان،انشاالله این نوای روح بخش آسمانی را بشنویم اما اگر چنانچه در آن تاریخ صیحه شنیده نشود بدین معنی نیست که همه چیز تمام شده بلکه بدین مفهوم است که از آن پس تا پایان سال،هر روز و ساعت و دقیقه و ثانیه احتمال شنیده شدن این بانگ آسمانی وجود دارد پس چه بهتر است که همه از خدا بخواهیم که این بانگ آسمانی انشاالله در همان موعدی که اولیاءالله در روایات بدان اشاره فرموده اند شنیده شود...         

موسی علیه السلام به طور رفت که فرمان را از خدای تعالی گرفته و پس از 30 شب به نزد بنی اسرائیل بازگردد اما خدایتعالی تصمیم گرفت که 10 شب دیگر نیز به این موعد بیافزاید...آیا چون موسس در بازگشتش تاخیر داشت پس دیگر آن موسی نبود!؟   
این آزمونی بود از برای بنی اسرائیل ...ما نیز باید در این برهه از زمان بسیار مراقب باشیم تا "سامری" و امثالهم با حواشی و توجه به فرعیات ما را از اصل موضوع غافل نکنند!     
پس باید گفت که؛     
با این تفاصیل چنانچه عامل اصلی(صیحه)شنیده شود توجه به فرعیات و جزء به جزء دو علامت قبلی(یمانی و سفیانی) ضروری نیست و می توان گفت که تمامی آن اتفاقاتی که طی این مدت در شام و عراق(قلمروسفیانی)،وعربستان و یمن(قلمرویمانی) شاهد بوده ایم در موضع خروج سفیانی و خروج یمانی برشمرده شده و قابل تایید است ولو اینکه خروج رهبران آنها نامحسوس و غیرعلنی بوده باشد!  

آیا اگر فرضاً شخصیتی همانند "امام موسی صدر" هم اکنون در حال رهبری جنبش یمن باشد کسی متوجه خواهد شد!؟ 
آیا اگر فرضاً "عثمان عنبسه" به شکلی پنهانی در حال هدایت و رهبری داعش باشد کسی متوجه خواهد شد!؟

اما ما شاهدیم که علائم انقلاب سفیانی و انقلاب یمانی دقیقاً در همان دامنه و قلمرو که در روایات بدان اشاره شده،کاملاً نمایان است اگرچه فعلاً هنوز اثری از خود آنها نیست!  

ظهور و قیام -        
آنچه که بسیاری از منتظران نسبت به آنها آگاه نبوده و وجه تمایزی میانشان قائل نیستند "ظهور" حضرت مهدی علیه السلام و "قیام" ایشان است...      
متاسفانه آگاهی نامناسب و یا ناکافی بودن آگاهی در میان دوستداران حضرت علیه السلام سبب شده که غالب افراد تاریخ قیام را - که بنابر روایات روز شنبه 10 محرم الحرام - است روز ظهور ایشان عنوان نمایند...

اما باید بدانیم که میان ظهور و قیام تفاوت وجود دارد؛        
امر ظهور دقیقاً از زمانی که صیحه آسمانی شنیده می شود تا قبل از روز قیام(10 محرم) مستعد وقوع خواهد بود اما تاریخ دقیق آنرا تنها خدایتعالی می داند و بس!       
و از این روست که گفته اند کسانی که ادعا می کنند زمان آنرا می دانند خود را در علم خدا شریک دانسته و بدیهیست که آنها در زمره درغگویانند؛ "...کذب الوقاتون!"   

 

 


آیا
 آمریکا جلوی ظهور را گرفته است!؟!؟ -

حجت الاسلام و المسلمین "میراحمد رضا حاجتی" سابقاً در مصاحبه ای با رجانیوز عنوان کرده بود که؛

"...این جمله که از آیت‌الله اراکی نقل کرده بودم، این بود که فرموده بودند اولین ملتی که به قدرت مافوق بشری امام زمان پی می‌برد، ملت آمریکاست. این چه نکته‌ی عجیبی است نمی دانم. شاید ما الآن آن را نتوانیم هضم کنیم!"

 یکی از ده ها هزار سند منتشر شده توسط سایت ویکی لیکس نشان میدهد که ارتش آمریکا تاکنون سه بار و در سال های 1994 و 2001 و 2008 جلوی ظهور امام زمان را گرفته است!

اما نکته ی حائز اهمیت این است که ما می بینیم تصادفاً این سالها با ایام مستعد ظهور،مقارن و همزمان است!

(ایام مستعد ظهور به آن دسته از سالهای قمری می گویند که سالی زوج بوده و 23 رمضان در آنها مصادف با روز جمعه است!)

ما در مورد سال 1994 می بینیم که در نزدیکی این سال یکی از ایام مستعد ظهور قراردارد؛

سال 1992 میلادی که برابر است با سال 1412 قمری که در نهایت شگفتی هم سالی زوج است و هم 23 رمضانش روز جمعه است ...

و در مورد سال 2001 نیز مشابه همین وضعیت به چشم می خورد؛

سال 1999 میلادی که برابر است با سال 1420 قمری که در نهایت شگفتی آنهم سالی زوج است و همچنین 23 رمضانش مصادف با روز جمعه ...

و یاذالعجب که در مورد سال 2008 دقت محاسبه کاملاً افزایش یافته و دقیقاً سالی است که با یکی از ایام صاحب استعداد کاملاً منطبق است؛

سال 2007 میلادی که برابر است با سال 1428 قمری که بازهم سالی زوج بوده و 23 رمضانش نیز روز جمعه است ...

مطرح نمودن این موضوع از آن جهت بود که اشاره کنم ؛

آنها(آمریکائیها) نه تنها به ظهور امام زمان و نزدیکی موعد آ ن اعتقاد راسخ داشته اند و نه تنها به روایات کاملاً آشنائی داشته و به خوبی نسبت به اقوال ائمه طاهرین آگاه بوده اند بلکه حتی سعی کرده اند که شیطنتی به خرج داده تا شاید بتوانند جلوی ظهور ایشان را بگیرند...

اما بنده از شما می پرسم که مگر می شود جلوی طوفان را گرفت؟ و آیا می شود جلوی یک پدیده نجومی همچون کسوف را گرفت؟ و مگر می شود که جلوی وقوع قیامت را گرفت؟...

اگر بشود پس جلوی ظهور را نیز می توان گرفت!!!

اما اینکه بدانیم چرا ظهور در آن ایام روی نداده است علت اینست که شرایط روزگار محیا نبوده است و آمادگی جامعه جهانی در حد و اندازه ای نبوده است که حضرت پروردگار اجازه ظهور حجتش را صادر فرماید،و این خیلی بچه گانه و مضحک است اگر کسی بخواهد تصور کند که این آمریکائیها بوده اند که در آن سالها جلوی ظهور امام زمان را گرفته اند!!...

پس حال که دانستیم نمی توان جلوی این رویداد فرخنده را گرفت چه بهتر است که با آن همراه و هماهنگ شویم تا بلکه مورد عفو و بخشش و رحمت الهی قرارگیریم...


از 30 ژوئن تا 10 جولای –

نمی دانم که این شهر ژنو از چه خاصیتی برخوردار است که در این برهه زمانی اجباراً تمامی توافقات می بایست آنجا انجام شود و همه اختلافات در آن ناکجا آباد حل و فصل گردد؛از موضوع هسته ای ایران گرفته تا حل بحران یمن!

نمی دانم که آنها براستی درجستجوی چه هستند!؟       
آیا تسلیم امر خدا هستند یا هنوز به ساز ابلیس می رقصند!؟     
رسیدن به یک توافق(در مورد مسئله هسته ای ایران) و یک ترک مخاصمه(در مورد بحران یمن) که این همه تاخیر و تعلل ندارد!؟  
شاید که منتظرند ببینند که صیحه واقعاً بوقوع خواهد پیوست یا خیر!؟ که اگر احیاناً صیحه ای در کار نبود بازی شرارت را مجدداً از سربگیرند!!!       

الف.آیا براستی آنها نمی ترسند که ناگهان یک جرم آسمانی درهم کوبنده،ناگهانی و بدون اخطار قبلی  - همانند "چیلیبیانسک" - همچون صاعقه ای از آسمان فرود آمده و به منطقه ای حساس در خاک آمریکا اصابت کند و ویرانی و خرابی بسیاری به بار آورده و آن کشور را فلج نماید!؟

ب.آیا آنها نمی هراسند که ناگهان یک حادثه دهشتناک نیمی از ساحل شمالی و غربی اروپا را به زیر آب ببرد!؟

 ج.آیا کلونی ثروت جهانی که افسارش در دست غضب شدگان است و همچنین اشراف بنی اسرائیل نمی ترسند که ناگهان زیربنای شبکه جهانی اقتصاد اختصاصی آنها همزمان در سراسر دنیا مورد تعرض و خسارت و آسیب جدی قرار بگیرد آنچنان که مجبور شوند یک قرن دیگر مثل سگ جان بکنند تا ثروت و کنوز از دست رفته شان را بازگردانند!؟

آیا بمنظور درس عبرتی از برای شما،حتماً می بایست که این تهدید ها عملی شوند!؟

در این برهه از زمان برای همه مردان سیاست بهتر است که از میدان سیاست اندک اندک فاصله گرفته و به میدان حقیقت گام سپارند چرا که عمر سیاست رو به پایان است!

برای همه آنها نیز بهتر است که هم صدا با همه منتظران از خدایتعالی درخواست نمایند که در آن تاریخ( 10 جولای 2015)بانگ و صیحه آسمانی حضرت جبرئیل علیه السلام را بشنوند چرا که در غیر اینصورت احتمال وقوع 3 گانه فوق با درصد بسیار بالائی افزایش خواهد یافت!

اتوبوسی به سوی دره مرگ –

حضرت امیر علیه السلام می فرمایند؛        
آنچه نزدیک است مرگ و آنچه نزدیکتر است قیامت !
انشاالله تعالی به زودی در وبسایت یوناس فیزیک مقاله ای را منتشر خواهم نمود که علت قریب الوقوع بودن حادثه قیامت را مورد بررسی قرارداده است و به مقابله بین آیات قرآن و حقایق فیزیکی در این خصوص پرداخته است! 
اما در مورد مبحث قیامت آنچه برای اینجانب در مرتبه یقین است تشابه وضعیت زمین و اهلش به اتوبوسی است که به سوی دره مرگ در حرکت است!!!       
اتوبوسی در یک مسیر ناهموار به سوی دره مرگ در حرکت است و راننده و مسافرانش نیزبی خبر از همه جا...در این میان عده ای وسط این اتوبوس معرکه گرفته اند و چند نفر دزد و سارق نیز درحال سرقت جیب مسافران هستند در حالیکه هیچکس نمی داند در پشت این گردنه صعب العبور چه حادثه ای در کمین است!

برای این اتوبوس و مسافرانش که در جاده ای رو به سوی نابودی در حرکتند باید دعا کرد...       
آنچه مهم است اینکه این اتوبوس بالاخره در دره سقوط خواهد کرد اما شاید کسی باشد که این سقوط را به تاخیر اندازد...همه باید بدانند که -به اذن حضرت حقتعالی- تنها یک نفر قادر است تا در این امر فاصله و تاخیر ایجاد نموده و برای ما اندکی زمان بخرد و او نیز کسی نیست به جز امام زمان علیه السلام و یقین بدانیم که هرچه زودتر به عرصه بیاید زمان بیشتری برای همه ما خواهد خرید و فرصت بیشتری برای همه ما در اختیار خواهد بود انشاالله.  

 نام جاودانه یاران امام عصر علیه السلام -

سرورگرانقدرم جناب آقای سید محمد کاظم قزوینی رحمة الله علیه در قسمتی از کتاب"امام مهدی از ولادت تا ظهور" به نقل از خطبة البیان امیرالمومنین علیه السلام،فهرست وار نام و خاستگاه تمامی اصحاب آن حضرت را عنوان نموده است؛

 

درد دلی با حضرت الله جل جلاله -

مهربان خداوندا!
تو ما بندگانت را می بینی و امور ما را سرپرستی می کنی و آگاه و شاهد برجمیع احوالات ما هستی بیش از آنچه که ما تصور می کنیم و در خیال خود می پنداریم!   
بارالها!
انسان به سبب اعمال خودش تدریجاً در درون زندانی گرفتار شد که وسعت آن اینک همه زمین را در برگرفته...زندانی که زندانبانانی بسیار بد و ارشدی از همه بدتر دارد!       
ما به زندانی گرفتار آمده ایم که گوئی زندان بانش با ما پدرکشتگی دارد و از کینه و نفرت او نسبت به این زندانیان گاه در حیرت می شوم که مگر بشر با او چه کرده است!؟
بارایزدا!
مگر به جز این نیست که بشر مخلوقی ضعیف است؟ چرا این دیو بدسگال،این ابلیس بدسیرت دست از او برنمی دارد و رهایش نمی کند؟ دیگر او از جان انسان چه می خواهد!؟   
بارخدایا!        
حقیقتاً پی بردم که این مخلوقات ناپیدای سرکش و بدطینت از انسان نیرومندترند و به این معترفم که در امور مادی از ما تواناترند و در میدانی بیطرف حکم پیروزی از آنهاست اما این را نیز یقین دارم که تو یاور ضعیفانی.پس ای ذات فناناپذیر،از تو می خواهیم که به قوای الهی و نیروی بی پایانت ما را در برابر این قوم غضب شده و ارباب عاصی و نافرمانشان یاری و مدد فرمائی چرا که بی حضور تو ما در این عرصه پیکار غبار بی مقداریم!
مولای حقیقی ما تو هستی و ما هرگز تسلیم آن یاوه گوی دروغپرداز نخواهیم شد ولو اینکه دانش و قدرتش هزاران بار بیش از انسان باشد!      
یا الله! 
از تو تقاضا داریم که برای نابودی ابلیس لعین و برافکندن بنیاد آن اندیشه باطلش هرچه سریعتر به ما یاری برسانی و سایه این عنصر زورگوی پلید و نابکار را برای همیشه از سر بشریت کوتاه بنمائی!
اگرچه این دیو کین از روزنه حرص و طمع انبوه بشر را فریفته،اما هنوز هم هستند کسانی از بندگان تو که برای زمین نگرانند و نسبت به آینده آن بیمناک...

ای خواجه قائم به ذات و ای کسی که بخشایش مخصوص به توست!بیا و ما را ببخشای و به ما کمک بنمای تا بیش از این شرمنده تو نباشیم و پیش از برپائی رستاخیز این امانت تو  -زمین- را همانگونه که به دست ما سپردی به تو برگردانیم...      
                                   آمین یا رب العالمین و صلی الله و علی محمد و آله الطاهرین  

(ثبت نظرات)

[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 05:02 ] [ negahesevom ]

بسم الله الرحمن الرحیم

بیش از 160 سال است که کلوب‌های خصوصی اشراف به عنوان گوشه دنجی برای طبقه موثر در سیاست های سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی آمریکا و جهان در این کشور فعالیت دارند. این کلوب های اکثرا مردانه در نگه داشتن قدرت در دست جمع محدودی از طبقه اشراف نقش اساسی دارند. اما با گذر زمان محدودیت های این کلوب ها برای نژاد، قومیت و جنس اعضا کم رنگتر شده است.

در این میان کلوب بوهمیان که تمامی اعضای آن را مردان تشکیل می دهند در حفظ بنیادهای خود کوشا بوده و یکی از قدیمی ترین کلوب های اسرار آمیز طبقه اشراف آمریکا است که دو تا سه هزار عضو دارد و از سال 1899 تا کنون هر تابستان در حدود سه هفته در جنگلی به نام بوهم در کالیفرنیا گرد هم می آیند.

 

بوهمین گرو
کلوب بوهم بیش ار 120 سال فعالیت دارد.

همایش های بیشه بوهم

همایش های این گروه حتی در روزهای حساس جنگ جهانی دوم نیز تعطیل نشده است. این افراد شامل سیاست مداران و افراد شاخص اقتصادی و نظامی آمریکا هستند به طوری که تمامی کم‍‍پ‍انی های بزرگ اقتصادی در این گروه نماینده ای دارند. اعضای گروه ارتباطات تنگاتنگی با هم دیگر داشته و هماهنگی های کاملی در مورد سیاست گذاری ها و روش های کاری خود در سطح داخلی و بین المللی دارند. هیچ فرد عادی که به گونه ای به طبقه قدرت و ثروت متصل نباشد؛ نمی تواند به عضویت این کلوب درآمده و یا به صورت مهمان در مراسم های فصل تابستان این کلوب شرکت کند. حتی اشراف و صاحب منصبان نیز نمی توانند به راحتی به این کلوب راه یابند.

 

بوهمین گرو

میهمانی صرف شام در بوهم

جنگل بوهم جایی است که سه هفته خوش گذرانی در این منطقه با مراسم های ویژه ای همچون شعر خوانی، اجرای تآتر و موسیقی، بازی های ورزشی، و مجالس ویژه شراب خواری و خوش گذرانی همراه است. از این سه هفته، هفته دوم بسیار با اهمیت است زیرا که اکثر اعضا سعی می کنند در این هفته حتما در بوهم حضور داشته باشند. در کنار این خوش گذرانی ها همیشه رایزنی ها و سخنرانی های سیاسی، اجتماعی و تاریخی نیز وجود دارد که از سوی خود اعضا ارایه می شود.

کلوب بیش از 500 نفر پرسنل خدماتی دارد که در طی گردهم آیی به رتق و فتق امور می پردازند. ورود میهمانان که همگی از اشراف و سیاست مداران انتخاب می شوند با تشریفات ویژه ای همراه است و حتما باید دعوت کننده خود برای استقبال حضور داشته باشد و در غیر این صورت ورود ممکن نخواهد بود.

عضویت در این گروه فقط با دعوت اعضای ثابت امکان پ‍ذیر است. درخواست نامه فرد مدعو برای عضویت در اختیار کمیته مرکزی قرار می گیرد و پس از بررسی های فراوان در صورت اثبات صلاحیت، فرد می تواند به عضویت این گروه در آید. این فرایند ممکن است تا پانزده سال و یا بیشتر به طول بیانجامد.

 

باشگاه های مختلف کلوب بوهمیان

کلوب شامل ۹۵ باشگاه مجزا است که هر یک، مکان مخصوص به خود را در جنگل دارند و ساختمان های مجزایی به اعضای هر کلوب اختصاص داده شده است. هر کلوب جزء، اسم به خصوص و اعضای به خصوصی نیز دارد. برای مثال اعضایی همچون هنری کسینجر و همچنین مسئولین سابق دولت فدرال و سایر رؤسای پروژه نظم نوین جهانی درممتازترین باشگاه یعنی «هیل بیل» جای دارند. کمپ هیل بیلی گروهی است که بوش پدر و پسر و افراد برجسته تیم نومحافظه کار سیاست مداران آمریکا از اعضای آن هستند.

 

بوهمین گرو بوهمین گرو
بوش پدر و پسر، اعضای هیل بیل روسای جمهور سابق آمریکا در کلوب اولز نست


 

 

به طور کلی اعضای این کمپ تجارت های بزرگ، بانک ها و رسانه ها را در اختیار دارند. کمپ «کاو من» دیگر کمپ مهم است که شامل افراد فعال در زمینه اتاق های فکر، کمپانی های نفتی، صنایع دفاعی و دانشگاه هاست. در «کمپ استووی» اعضای خانواده راکفلر و مدیران کپم‍انی های نفتی، بانک ها و اتاق های فکر مربوط به این خانواده مستقر هستند و در کمپ «اولز نست» نیز روسای جمهور سابق آمریکا، فرماندهان ارشد نظامی و اعضای وزارت دفاع حضور دارند.

بدیهی است که تجمع این تعداد از زرمداران و زورمداران دنیا طی سه هفته در یک جا نمی تواند خالی از نتایج وحشتناک برای بشریت باشد. مثلا گزارش هایی در دست است که نشان می دهد تصمیم به اجرایی کردن پروژه منهتن از طرف وزارت دفاع آمریکا که حاصل آن اولین بمب های اتمی ساخت بشر بود؛ در یکی از خوش گذرانی های اعضای این کلوب اتخاذ شده است.

 

اماکن ساخته شده در بوهم، نمادپردازی ها و تزئینات

از آنجا که برخی از هنرمندان مشهور نیز مفتخر به عضویت در این کلوب بوده اند؛ مکان های عمومی کلوب همچون کتابخانه، سالن های رقص، اتاق های میهمانان، بار ها و... با تابلوهای گران بها و اشیای هنری تزیین شده است. کلوب حتی یک مومیایی 2500 ساله مصری را از سال 1914 در اختیار دارد که نشانه ای از علاقه مندی اعضای کلوب به فرهنگ مصر باستان است.

این مومیایی توسط یکی از اعضا به کلوب اهدا شده است و یقینا افراد مطلع و آشنا به مقوله های ایلومیناتی، ماسونی، شیطان پرستی و... دلایل این علاقه مندی کلوب بوهمیان به فرهنگ مصر باستان را به خوبی می دانند.

 

بوهمین گرو بوهمین گرو

 


 

تمامی اماکن کلوب با تابلوها و اشیاء هنری گرانبها تزئین شده است.

 

این مومیایی با نام «بانو ایسیس» در یک تابوت شیشه ای در ورودی تآتر بوهمیان قرار گرفته است و اعضا همیشه با احترام در برابر آن می ایستند. نا گفته نماند که فراماسون ها «بانو ایسیس»را خدا- مادر معنوی خود می دانند. در آیین فراماسونری که آکنده از نمادها و نمادسازی هاست الهه های مصر باستان جایگاه ویژه ای برای خود دارند.گزارش هایی انتشار یافته است که بیان می کنند مجسمه آزادی به عنوان نمادی از بانو ایسیس ساخته شده است.

واضح است که در کشور آمریکا که فراماسونری، صهیونیسم جهانی و آیین های ضد الهی همچون شیطان پرستی و کابالا نبض سیاست، اقتصاد و رسانه را در دست دارند؛ کلوب بوهمیان و مراسم های تابستانه آنها نیز با توجه به نوع اعضای آن نمی تواند از این گرایش ها خالی بوده و صرفا یک اجتماع تفریحی باشد.

 

جغد، نماد بیشه بوهم

سمبل این کلوب جغد است که از اولین سال تاسیس آن استفاده می شود. به اذعان اعضای کلوب، جغد نمادی از حکمت زندگی و همیاری برای آنها است که امکان بقاء و مبارزه با نا امیدی را برای انسان در دنیا به یاد می آورد. با توجه به هجم ثروت و قدرتی که در دست این جهان خواران است؛ استفاده از جغد به عنوان نمادی برای مبارزه با نا امیدی منطقی جلوه نمی کند. وجود حالت هایی از نا امیدی در این انسان نماهایی که به هر کاری که خواستار انجامش هستند مبادرت می کنند؛ دور از ذهن است. پس جغد نمی تواند برای این گروه یک نماد انسانی و والا همچون مبارزه با نومیدی تلقی شود.

این نماد در تمامی مناطق و لوازم کلوب به کار گرفته شده است و یک مجسمه سنگی ۱۲ متری در کنار دریاچه جنگل بوهم نیز به شکل یک جغد ایستاده ساخته است. این تندیس در سال 1929 ساخته شده است تا مراسم مذهبی بوهمیان در کنار آن اجرا شود. در زیر پای این تندیس محراب سیاهی وجود دارد که جایگاه خاصی در مراسمات دارد. بوهمیان این مجسمه را بت بزرگ مولوخ می نامند و طی مراسمی با عنوان«درود»در حالی که رداهای قرمز پوشیده اند؛ به رژه و نیایش در مقابل این بت می پردازند.

بوهمین گرو بو همین


 

 

نماد جغد از پرکاربردترین نمادهای ایلومیناتی و ماسونی است که در شهرهای مختلف آمریکا به شکل زیرکانه ای در طراحی بناها و سازه های شهری به کار گرفته می شود.

در خاورمیانه، چین و شرق دور جغد نماد بد اقبالی و روح شیطانی است و از دیدگاه مسیحیت سنتی نیز جغد نمادی از نیروهای شیطانی، رویدادهای ناگوار و نابودی محسوب می شود. از سوی دیگر جغد نماد یهودیان مارانوس نیز می باشد. این یهودیان برای پیش بردن اهداف خود دین و آیین خود را مخفی نگه می دارند. از آنجا که جغد در شب، یعنی هنگامی که هیچ کس نمی تواند چیزی ببیندف بیدار بوده و قادر به دیدن است؛ مارانوس ها آن را نماد خود قرار داده اند.

 

بت مولوخ

به این ترتیب مولوخ که خدای سمبلیک باستانی شیطانی است؛ هنوز هم از میان افراد بی گناه و کودکان قربانی می گیرد. مولوخ الهه باستانی قربانی کردن است که در کتاب مقدس نیز به آن اشاراتی شده است. فرقه های عبادت کننده بت ملوخ در طول تاریخ دارای تشریفات وحشتناکی همچون آشامیدن خون انسان های قربانی شده در پای این بت بوده اند.

این قربانی ها در اکثر مواقع کودکان هستند. سالانه هزاران کودک در آمریکا گم می شوند و پلیس هیچگاه نمی تواند اثری از آنان بیابد. گاهی جسد این کودکان در مکان های نامتعارفی کشف می شود و متخصصین جرم شناسی نبود خون در جسد آنان را تایید می کنند.

بوهمین

بت مولوخ به شکل جغد در کنار دریاچه بوهم

در بیشه بوهم چه اتفاقاتی می افتد؟

در دهه چهل گزارش هایی در برخی از مطبوعات آمریکا منتشر شد که نشان می داد غیر از مشروبخواری، استفاده از مواد مخدر و همجنس بازی، فعالیت هایی همچون آدم ربایی، تجاوز، کودک آزاری جنسی و قربانی های خونین نیز در کلوب بوهمیان انجام می گیرد. متعاقب این افشاگری ها تحقیقاتی از طرف پلیس شروع شد که البته این بازرسی ها در سال ۱۹۴۷ متوقف گردید و پرونده به حال خود رها شد.   اما این کلوب و اسرارش همیشه برای افراد مطلع و کنجکاو جای سوال داشت.

در سال 2000 فیلم سازی به نام الکس جونز توانست به طرز معجزه آسایی از موانع امنیتی جنگل بوهم گذشته و وارد این اردوگاه شده و از مراسم های عجیب اعضای کلوب فیلم برداری کند. در این مراسم ها آیین قربانی کردن انسان در برابر مجسمه جغد انجام می شد. او به مدت پنج ساعت در اردوگاه بوده است و می گوید با این که با چشمان خودش اتفاقات را دیده ولی نمی تواند آنچه را که مشاهده کرده باور کند. جونز در بخشی از توصیفاتش چنین می گوید:

«سپس کشیش در باره «بابل و صور نیک» صحبت کرد. می دانیم که تنها یک جغد بزرگ و «صور نیک» وجود دارد، در انجیل و اسناد تاریخی دیگر آمده است که در سرزمین های بابل و کنعان کودکان را در پیشگاه الهه جغد مولوخ، می سوزاندند. برای مدت مختصری توجهمان به پشت خیمه ها در آنسوی ساحل جلب شد و باعث شد که از جغد منحرف شویم. ناگهان به خود آمدم و بعد از آن روی جغد و کشیش در جزیره تمرکز کردیم.

در ساحل غربی، یک قایق قدیمی رودخانه ای وجود داشت و شخصیتی عزرائیل مانند که ارابه را حرکت می داد، با قایق از آب عبور کرد. در حالیکه فرد دست و پا بسته ای در آن به حالت تعظیم درآمده بود .او آن فرد قربانی را نزد کشیش اعظم برد که در پای جغد منتظر بود، در پایین پله های نورانی که جغد روی آنها قرار داشت.


 

بوهمین بوهمین
«اندوه مهار شده» زنده زنده در آتش سوزانده می شود مراسم قربانی انسان در پای بت مولوخ


 

 

سپس در یک صحنه بسیار خوفناک دو کشیش سیاهپوش، قربانی را گرفتند و آن را به پیشگاه جغد بردند…قربانی برای نجات جانش التماس می کرد و صدای او از طریق بلندگو به گوش می رسید. اما آنها درخواست او را نپذیرفتند. آنها او را به درون قتلگاه بردند. این خواسته جغد بزرگ بود که او را بسوزانند. (قربانی را اندوه مهارشده می نامیدند) مثل کسی بود که توی پارچه سیاهی پیچیده باشند. در سمت بالای قتلگاه یک چراغ سنگی قرار داشت که آنرا مشعل جاویدان می نامیدند.کشیش اعظم مشعل خاموشی را برداشت و با مشعل جاویدان روشن کرد.

آن فرد دوباره جهت بخشایش التماس کرد، سپس کشیش اعظم پایین رفت، (البته به سختی، چون کشیش اعظم به قدری پیر بود که حتی به سختی راه میرفت) و هیزمها را آتش زد. سپس گفت که قصد دارد علائم را از بقایای باقی مانده بخواند. یک سنت بسیار وحشتناک و مرموز. این دیگر شیطان ساخته ی دست هالیوود نیست، این یک سنت وحشتناک بابلی و حقیقت محض است.

او همچنان از درد فریاد می کشید. ناگهان تمام آن صلیب های کوچکی که در طول ساحل دیده بودیم در آتش افکنده شدند، بنابراین من داشتم اثر نقاش قرون وسطی هیرونیموس بوش را با نام مناظر جهنم به عینه مشاهده می کردم: صلیب های فلزی سوخته، کشیش هایی با ردای سرخ و سیاه و کشیش اعظم با ردای نقره ای و شنل قرمز، جسد سوخته ای که از درد فریاد می کشید، یک جغد عظیم الجثه با شاخهای بزرگ، رهبران، بانکداران، اصحاب رسانه و آموزش جهان در این مراسم گرد آمده بودند. این نهایت جنون بود».

 

افشاگری های بعدی

در سال 2004 نیویورک پست گزارش داد که یکی از بازیگران برتر فیلم های پورنوی مردانه از طرف کلوب استخدام شده است تا در طول برگزرای اردو به اعضایی که تمایل دارند خدمات ارایه دهد. در واقع اردوگاه در کنار فعالیت های مختلف دیگرش یک مجلی عیاشی هم جنس بازی نیز برای اعضا فراهم می کند.

ریچارد نیکسون که از روسای جمهور سابق آمریکا بوده و قبل از ریاست جمهوری به کلوب نیز دعوت شده بوده در مورد مراسم ها و اتفاقاتی که در اردوگاه می افتد؛ گفته است «چندش آورترین اعمال شیطانی که حتی نمی توانید تصورش را بکنید».

کریس جونز، یکی از کارگران اردوگاه در سال ۲۰۰۵، افشا کرده است که بارها از طرف اشراف پیری که به اردوگاه آمده بوده اند؛ به او پیشنهاد رابطه جنسی شده است. جونز به خاطر این اظهاراتش و افشای اسرار کلوب از طرف دادگاه محلی کالیفرنیا محکوم به زندان شد.

بوهمین

لیست افراد حاضر در بوهم در سال 2008

همچنین در سال ۲۰۰۸ توسط گروه های فعال در مورد حقایق آمریکا لیستی از افراد شرکت کننده در کلوب کشف و منتشر شد که حضور تیم نومحافظه کار رییس جمهور سابق آمریکا در کنار نمایندگان شرکت ها و صنایع بزرگ، دولتمردان و بانک داران، در این اردوگاه را تایید می کند. جرج بوش، دیوید راکفلر، هنری کیسینجر، دونالد رامسفلد، کولین پاول و چندین نفر از سازمان سیا مانند جیمز وولسی در سال 2008 در گردهمآیی این اردوگاه شرکت کرده اند.

[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 05:01 ] [ negahesevom ]
[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 05:01 ] [ negahesevom ]

 

از خندیدن هراس نداشته باشید،

با تمام احساساتتان و از اعماق درونتان بخندید،

از تمام نکات شادی آفرین و انسان های شاد و

زیبایی های شادی آفرین استقبال نماید.

 


ادامه مطلب
[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 04:59 ] [ negahesevom ]

 دیـد مجـنون را یکـی صحرانـورد
بربه روی پشته ای بنشسته فرد

 

 صفحه اش از خاک و انگشتان قلم
بر، به روی خــاک هی می زد رقم

 

گفت کای مجنون بیدل چیست این؟
می نگـاری نامه، بهر کیست این؟

 

گـفـت: مشق نام لیلی می کنم
خاطـر خود را تســلی می کنم


چون میسر نیست با من کام او
عشــق بازی می کنم با نــام او


ادامه مطلب
[ شنبه 29 اردیبهشت 1397 ] [ 04:58 ] [ negahesevom ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

نگاه سوم دریچه ایی بسوی روشنایی آرامـــــــــــــــــــــــــــــــش نیایـــــــــــــــــــــــــــــــش خودســــــــــــــــــــــــازی شـــــــــــــــــــــــــکرگزاری متجلی ساختن آرزوها و خواسته ها ♥♥♥♥♥♥ مــــــــــــــــــــــــــــراقبــــــــــــــــــــه ♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣ اگه از آن دسته انسانهای عجول وشتابزده هستید. اگه فقط نتیجه برای شما مهم است. اگه نمیتوانید صبر و حوصله پیشه خود سازید. اگه علت ها واما ها واگرها وچراهاباعث شده ناامیدی را پیشه کنید به نگاه ســـــــــــــــــــــوم ادامه ندهید نگاه سوم شکیابایی وصبر از شما میخواهدتا برای شما روشنایی به ارمغان آورد به نگاه سوم خوش آمدید ◘◘◘◘ انسانها باید بیاموزند که نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشق شان باشد، تنها کاری که می توانند بکنند این است که خودشان او را دوست بدارند . بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم هایی عمیق در قلب کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم، اما سال ها طول می کشد تا این زخم ها را التیام بخشیم . بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیازمند است . بیاموزند انسان هایی هستند که ما را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان رابیان کنند . بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند اما به همان یک نقطه دو دید مختلف داشته باشند . بیاموزند کافی نیست که فقط دیگران را ببخشند بلکه باید بتوانند خود را نیز ببخشند. دیگر وبسایت و وبلاگ های ما balhayeparvaz.loxblog.com وnegahesevom2.loxblog.com وzarrinmadarkavir.ir وfakharii.loxnlog.com
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

پخش ویدیو