نگاه سوم نگاهی بس روشن امّا پنهان فقط تو بدان
نگاه سوم نگاهی بس روشن امّا پنهان فقط تو بدان
کاش قلب ها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دستها مستجاب می شدند♣

عامل ترور مقام معظم رهبری را بشناسید

یکی از اسرار تاریخ انقلاب اسلامی، عملیات ترور آیت الله خامنه ای در روز ۶ تیر ۱۳۶۰ در مسجد ابوذر است. در این ترور ناجوانمردانه امام جمعه تهران به شدت مجروح شد.

 

گروه رهروان فرقان ادعا می کند که این ترور توسط آنها صورت گرفته است اما کارشناسان امنیتی معتقدند که سازمان مجاهدین خلق(منافقین) در پشت پرده این ترور قرار دارد.

حتی برخی همچون مرحوم حاج احمد قدیریان، معاون وقت دادستان کل انقلاب معتقدند که جواد قدیری از عوامل نفوذی سازمان در دستگاه امنیتی طراح و عامل این ترور بوده اند.

عامل ترور مقام معظم رهبری را بشناسید

اما پژوهش های اخیر صورت گرفته در مرکز اسناد انقلاب اسلامی نشان می دهد که شخصی به نام امیرمسعود تقی زاده، عامل و بمب گذار ترور آیت الله خامنه ای در مسجد ابوذر تهران بوده است.

تقی زاده که زیر نظر محمد متحدی رهبر نظامی گروه فرقان عمل می کرده در ترور شهید آیت الله قاضی طباطبایی نیز نقش اصلی را داشته است. این تروریست ها در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۶۰ در محل نمازجمعه تبریز اعدام شد.

[ یکشنبه 21 آذر 1395 ] [ 08:09 ] [ negahesevom ]

6 ویژگی خاص امام عصر (عج)

برخی ویژگی های خاصّ حضرت مهدی علیه السلام بر طبق احادیث و روایات معتبر

 

۱٫ مخفی بودن آثار حمل در مادر حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)

یکی از ویژگی های خاص آن حضرت این است که زمانی که مادر آن حضرت به ایشان باردار بوده، اثری از حمل در آن بانوی بزرگوار مشاهده نمی شد. این موضوع هر چند در برخی از پیامبران(علیهم السلام) سابقه داشته؛ ولی در باره امامان معصوم(علیهم السلام) این چنین، گزارش نشده است.
وقتی امام حسن عسکری(علیه السلام) نوید ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به عمة بزرگوار خود (حکیمه خاتون) می دهد، آن بانو با کمال شگفتی می‌پرسد: چگونه امشب آن نور پاک از نرجس به دنیا می‌آید؛ در حالی که اثری از بارداری در او مشاهده نمی-شود؟۱

۲٫ مخفی بودن ولادت آن حضرت

از مهم‌ترین ویژگی‌های ولادت حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، مخفی بودن آن است. سَعِیدِ بْنِ جُبَیر می‌گوید: از امام سجاد(علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «فِی الْقَائِمِ مِنَّا سُنَنٌ مِنْ سُنَنِ الانْبِیاءِ(علیهم السلام) … وَ سُنَّةٌ مِنْ إِبْرَاهِیمَ … وَ أَمَّا مِنْ إِبْرَاهِیمَ فَخَفَاءُ الْوِلادَةِ وَ اعْتِزَالُ النَّاسِ …»؛۲ «در قائم ما سنّت هایی از پیامبران وجود دارد … اما از ابراهیم پنهانی ولادت و کناره گیری از مردم…».

۳٫ روشن شدن چراغی در بیت الحمد، از ولادت تا هنگام ظهور

«بیت» در لغت به معنای خانه و «حمد» به معنای ستایش و ثنا است. این واژه در بعضی از روایات ، به کار رفته و از آن به عنوان جایگاهی مربوط به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) یاد شده است.
مفضل گوید: شنیدم امام صادق(علیه السلام) فرمود: «اِنَّ لِصَاحِبِ هَذا الاَمْرِ بَیتاً یقَالُ لَهُ بَیتُ الحَمْدِ فِیهِ سِراجٌ یزهَرُ مُنذُ وُلِدَ اِلَی یوْمَ یقُومُ بِالسَّیفِ لا یطْفَأ»؛۳ «همانا برای صاحب این امر خانه‏ای است که بدان «بیت الحمد» می‌گویند. در آن چراغی هست که از هنگام ولادت روشنی می‏بخشد؛ تا روزی که با شمشیر قیام می‌کند، خاموش نخواهد شد».
اگر چه به روشنی جایگاه این خانه و چگونگی روشنایی آن، بیان نشده است؛ ولی احتمال می‏رود مقصود، معنای کنایی باشد که با ولادت آخرین حجّت الهی، چراغ هدایت بشر با فروغی هر چه بیشتر، به پرتو افشانی پرداخته و زمین را از نور وجود خود آکنده ساخته است. این روایت با همین مضمون از امام باقر(علیه السلام) نیز نقل شده است.۴

۴٫ خاتم الاوصیا بودن ایشان

«خاتم الاوصیاء»، به معنای پایان بخش جانشینان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) است. یکی از ویژگی های اختصاصی آن حضرت، آن است که پایان بخش سلسله امامت است. این لقب ابتدا بر زبان خود آن حضرت در کودکی، جاری شد.
طریف ابونصر گوید: «بر صاحب الزّمان وارد شدم؛ آن حضرت فرمود: برای من صندل احمر (نوعی چوب خوش بو) بیاور. پس برای ایشان آوردم؛ آن حضرت به من رو کرد و فرمود: آیا مرا می‏شناسی؟ گفتم: بله سپس فرمود: من کیستم؟ عرض کردم: شما آقای من و فرزند آقای من هستید. پس آن حضرت فرمود: مقصودم این نبود! گفتم: خداوند مرا فدای شما گرداند. بفرمایید مقصودتان چه بود؟
حضرت فرمود: «اَنَا خَاتَمُ الاَوْصیاءِ وَبِی یدْفَعُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ البَلاءَ عَنْ اَهلی وَشِیعَتی»؛۵ «من خاتم الاوصیاء هستم که خداوند به وسیلة من، بلا را از اهل و شیعیانم دور می‏سازد».
علاوه بر خاتم الاوصیاء از حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان خاتم الائمه نیز یاد شده است؛ چنان که رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) می‏فرماید: «مَعَاشِرَ النّاسِ اِنّی نَبی وَعَلی وَصیی اَلا اِنَّ خَاتَمَ الاَئِمّةِ مِنّا القائِمُ الْمَهْدی…»؛۶ «ای مردمان! من پیامبرم و علی جانشین من است. آگاه باشید که خاتم الائمه، قائم مهدی از ما است».
این ویژگی نیز اختصاص به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارد.

۵٫ پنهان زیستی ایشان

با مراجعه به مجموعه‏های روایی روشن می‏شود که شمار بسیاری از احادیثی که دربارة وجود حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده و از ظهور او نوید داده است؛ از غیبت غمبار او نیز خبر می‏دهد. غیبت آن حضرت ـ با ویژگی‌های خاص خود ـ به این صورت نه تنها برای هیچ یک از امامان(علیهم السلام) رخ نداده، که برای هیچ یک از پیامبران نیز اتفاق نیفتاده است. البته از برخی روایات استفاده می‌شود که یک نحوه غیبتی، برای برخی از انبیا بوده است.

۶٫ میراث انبیا نزد ایشان

یکی از ویژگی‌های حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که هنگام ظهور، بسیاری از میراث‏های پیامبران را به همراه خواهد داشت. دربارة اینکه این امور به چه منظور نزد او جمع شده، سخن صریحی وجود ندارد؛ ولی با توجّه به نقش آن حضرت ـ که همان نقش انبیا و اولیا است و او آرزوی همه آنان را تحقق خواهد بخشید ـ می‏توان نتیجه گرفت که تمامی ابزار آنان، در اختیار حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار خواهد گرفت. دیگر اینکه آن حضرت وظیفه دارد تا همة پیروان ادیان را به دین مقبول الهی (اسلام) دعوت کند و این مواریث، نشانه‏هایی از حقانیت آن حضرت است. از این رو همان‏ گونه که در روایات از زنده ماندن حضرت مسیح(علیه السلام) ، به عنوان هدایت مسیحیان و ارجاع ایشان به پیروی از حضرت مهدی(علیه السلام) یاد شده؛ می‏توان سایر میراث‏ها را به عنوان وسیله‏ای برای اتمام حجّت بر آنان دانست.

برخی از آنچه در روایات مورد اشاره قرار گرفته، عبارت است از:

۶ـ۱٫ پیراهن رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم)
یعقوب بن شعیب از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که به وی فرمود: «آیا پیراهن قائم را ـ که هنگام قیام می‌پوشد ـ نشانت ندهم؟ عرض کردم: چرا؛ پس آن حضرت جعبه‏ای را خواست و آن را گشود و از آن پیراهن کرباسی را بیرون آورد. آن را باز کرد که ناگهان دیدم در آستین چپ آن، آثار خون مشاهده می‏شود. سپس فرمود: این پیراهن پیامبر گرامی خداوند است؛ در روزی که دندان‏های پیشین آن حضرت ضربه دید. آن خون را بوسیدم و بر صورت خویش نهادم. سپس امام صادق(علیه السلام) آن را در هم پیچید و برداشت».۷
۶ ـ۲٫ عمامه پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) ،
۶ ـ۳٫ زره رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) ،۸
۶ ـ۴٫ سلاح حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) ،۹
۶ ـ۵٫ پرچم پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) ،۱۰
۶ ـ۶٫ سنگ حضرت موسی(علیه السلام) ،۱۱
۶ ـ۷٫ عصای حضرت موسی(علیه السلام) ،۱۲
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «عصای موسی چوب آسی از یک نهال بهشتی بود. هنگامی که وی به سوی مدین می‌رفت، جبرئیل آن را برایش آورد و آن عصا همراه با تابوت آدم، در دریاچة طبریه (در شمال فلسطین) است و هرگز آن دو نمی‏پوسند و تغییر نمی‏یابند تا اینکه حضرت قائم هنگام قیام، آن دو را بیرون می‏آورد».
۶ ـ۸٫ انگشتری سلیمان(علیه السلام) ،۱۳
۶ ـ۹٫ تشتی که حضرت موسی(علیه السلام) در آن قربانی می‏کرد.۱۴
امام علی(علیه السلام) فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله وسلم) فرموده است: «المَهْدِی مِنْ وُلْدِی، تَکُونُ لَهُ غَیبَةٌ وَ حَیرَةٌ تَضِلُّ فِیها الاُمَمُ، یأتِی بِذَخِیرَةِ الاَنبِیاءِ فَیمْلاُها عَدْلاً وَقِسْطاً کَما مُلِئَتْ جَوْراً وَظُلْماً»؛۱۵ «فرزندم مهدی یک غیبت و حیرتی دارد که امت‏ها در آن گمراه شوند. او با ذخیرة پیغمبران می‌آید و زمین را پر از عدل و داد می‌کند؛ آن گونه ‏که پر از جور و ظلم شده باشد».
همان گونه که اشاره شد، شاید یکی از حکمت‏های این میراث داری، این است که پیروان تمامی ادیان، با دیدن میراث پیامبر خود، به حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ایمان آورند و نیز اهداف حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قیام ایشان، در برگیرندة تمامی اهداف پیامبران بزرگ است. از این رو در آن هنگامه عظیم، آن حضرت با در اختیار گرفتن میراث پیامبران بزرگ، هدف خود را ـ که در واقع هدف جمیع آنان بوده است ـ تحقق می‏بخشد.

پی نوشت ها:

۱٫ ر.ک: کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۴۲۶،ح۲؛ کشف الغمة، ج۲، ص۴۹۸؛ دلائل الامامة، ص۲۶۸٫
۲٫ شیخ صدوق(ره)، کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، باب ۳۱، ح۳٫
۳٫ نعمانی، الغیبة، ص ۲۳۹، ح ۳۱٫
۴٫ محمد بن حسن طوسی(ره)، کتاب الغیبة، ص ۴۶۷، ح ۴۸۳٫
۵٫ کتاب الغیبة، ص ۲۴۶، ح ۲۱۵؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۴۴۱، ح ۱۲٫
۶٫ فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ص ۹۷٫
۷٫ الغیبة، ص ۳۵۰، ج ۴۲٫
۸٫ کافی، ج ۸، ص ۲۲۴، ح ۲۸۵٫
۹٫ الغیبة، ص ۳۴۹، ح ۴۰؛ کافی، ج ۸، ص ۲۲۴، ح ۲۸۵٫
۱۰٫ الغیبة، ۳۴۳، ح ۲۸ و ۴۳۵، ح ۱٫
۱۱٫ کافی، ج ۱، ص ۲۳۱، ح ۳٫
۱۲٫ کافی، ج ۱، ص ۲۳۱، ح ۱؛ الغیبة، ص ۲۳۸، ح ۲۸، کمال‏الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۳۷۶، ح ۷٫
۱۳٫ الغیبة، ص ۳۴۳، ح ۲۷؛ کافی، ج ۱، ص ۲۳۱، ح ۱٫
۱۴٫ کافی، ج ۱، ص ۲۳۲، ح ۱٫
۱۵٫ کمال‏الدین و تمام النعمة، ص ۲۸۷، ح ۵٫

نویسنده:خدامراد سلیمیان
منبع: درسنامه مهدویت۱-ص۲۴۴ تا ص۲۴۸

[ یکشنبه 21 آذر 1395 ] [ 08:09 ] [ negahesevom ]
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
[ سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ] [ 02:57 ] [ negahesevom ]

 

 

 

دانلودحجم فایل :  652 کیلوبایت

دانلودپسوند فایل : PDF   

دانلودلینک غیر مستقیم : دانلود

[ سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ] [ 02:57 ] [ negahesevom ]

فرمت : MP3

 

حجم : 3 مگابایت

مدت زمان : 24 دقیقه

رمز فایل : www.ghiamat.ir

لینک غیر مستقیم : دانلود 

[ سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ] [ 02:57 ] [ negahesevom ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 


 


 

یکی از نشانه های نزدیک شدن ایام ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام اتفاقات شگفت و رخدادهای حیرت انگیز میان ماههای جمادی الاول تا رجب سال قبل از ظهور است.
آنگونه که از مجموع روایات دریافت می گردد،حدفاصل این 2 ماه اتفاقاتی خارق عادت و نامتعارف روی داده و شاید حوادثی هراس انگیز و بهت آور جهان را در بربگیرد که سبب شگفتی و حیرت انسانها گردد!     
این ناپایداری،آشفتگی و درهم ریختگی ایجاد شده در موسم بین جمادی و رجب احتمالاً یک مورد استثنائی و ویژه خواهد بود که جامعه جهانی را به شکل بنیادی متحول کرده یا دستکم بر پیکره آن تاثیری شگرف خواهد گذاشت.               
آنچنان که از مضمون نامه اول حضرت مهدیعلیه السلام به جناب شیخ مفیدرحمة الله علیه استنباط می گردد؛         
شدت اثر این تحول یا تحولات ایجاد شده - که سرآغاز آن ماه جمادی الاول است - به حدیست که می بایست باعث بیداری انسانها گردد،انسانهای به ظاهر بیداری که درجامعه امروز در واقع در خوابی عمیق و طولانی حتی بدتر از خواب مرگ،به سر می برند!       
خود حضرتعلیه السلام از سرآغاز این مجموعه وقایع که میان جمادی و رجب اتفاق خواهد افتاد،با عنوان "رویداد عبرت آموز" یاد کرده است…   
در میان روایات رسیده از معصومینعلیهماالسلام دقیقاً و به شکلی واضح و روشن اشاره نشده است که این رویداد عبرت آموز میان جمادی و رجب چه خواهد بود،اما همانطور که در مقاله "در مسیر ظهور" اشاره کرده ام،به روایتی از حضرت علیعلیه السلام اشاره شده است که طی این حادثه شگفت انگیز،مردگان و برخی از اموات اقدام به تنبیه و تادیب آدمیان می کنند‼          
علی الظاهر این واقعه آنچنان شگفت و حیرت انگیز می نماید که حتی حضرت علیعلیه السلام نیز پیوسته از آن اظهار شگفتی و تعجب می نموده است،آنچنان که روایت می گوید حضرت بارها در این باره فرموده بودند که؛
"در عجبم از آنچه میان جمادی و رجب می بینم!"  

اما در این پست ما ابتدا به احتمال و گمانه زنی پیرامون "رویداد عبرت آموز" از منظر و دیدگاه این حقیر می پردازیم و سپس در پست بعدی به "عجایب میان جمادی و رجب" اشاره ای خواهیم داشت که به اعتقاد بنده متاثر از همین رویداد عبرت آموز است!          
اگرچه اکثر محققین و بزرگان دقیقاً "رویدادعبرت آموز" را رمزگشائی نکرده و حدس و گمانی پیرامون آن مطرح ننموده اند،اما آنچه که این بنده کمترین راجع به این رویداد عبرت آموز گمان برده ام احتمالاً همان جابجائی سیاره زهره از مدار اصلی خود به یک مدار فرعی است که اینجانب آنرا با عنوان مانور "اکسترا لوپ – Extra Loop" معرفی نموده ام. 
اما اینکه چرا بنده تصور می کنم این "مانور اکسترا لوپ" است که از سوی حضرت ولی عصرعلیه السلام درحکم رویدادی عبرت آموز تلقی شده است،بنا به نتیجه گیری ها و دلایلی است که آنها را در زیر مطرح می نمایم؛ 

ابتدا ترجمه قسمتی از نامه را که در آن به "رویداد عبرت آموز" اشاره شده است،می آوریم و سپس به شرح و توضیح دلایل می پردازیم:
             
"…از رویدادی که به هنگامه فرارسیدن جمادی الاول امسال روی خواهد داد،عبرت آموزید و از خواب گرانی که شما را ربوده است،برای رخداد سهمگین از آن بیدار شوید.بزودی نشانه ای روشن از آسمان و نشانه ای روشن از زمین پدیدار خواهد گشت و در شرق عالم رویدادهای اندوهبار و دلهره آور رخ خواهد گشود و آنگاه گروههائی که از اسلام بیرون رفته اند بر عراق سلطه خواهند یافت…"  

و اما طرح دلایل؛

دلیل اول) شما اگر دقت کنید می بینید که حضرت مهدیعلیه السلام صراحتاً در نامه اشاره نموده است که؛      
"نشانه ای روشن از آسمان پدیدار خواهد گشت"       
پس درواقع می توان اینگونه برداشت کرد که حضرتعلیه السلام به نوعی رمزگونه ما را متوجه یک رویداد آسمانی نموده است که مقارن جمادی الاول رخ می دهد…  
اما اینکه چرا اینجانب این رویداد آسمانی را به "مانور اکسترا لوپ" نسبت می دهم،در بند سوم به آن اشاره خواهم نمود!           

دلیل دوم) حضرتعلیه السلام در این نامه اشاره می کند که این "رویداد عبرت آموز" سرآغازی برای یک "رخداد سهمگین" است که مدتی پس از آن به وقوع خواهد پیوست…
در واقع اینطور که از محتوای نامه به نظر می رسد این رویداد عبرت آموز پس از چندی و در ادامه به یک واقعه تکان دهنده و شگرف منتهی خواهد شد!    
اگر شما مقاله "شرحی بر علائم نجومی آخرالزمان" را مطالعه فرموده باشید،می بینید که مانور "اورلوپ" که هم اینک مانور "اکسترالوپ" جای آنرا گرفته است،یک رخداد عجیب و نامتعارف نجومی می باشدکه سبب ساز تغییر و جابجائی مدار سیاره زهره می شود اما آنچه مهم تر از آن است مانور هراس انگیز "بلت لوپ" است که چندی بعد و متاثر از همین جابجائی مداری سیاره زهره رخ می دهد(مانور "بلت لوپ" یا حلقه کمربند مانوری است که سبب حلقه زدن سیاره زهره به دور زمین خواهد شد)…       
پس شاید بتوان مانور"Extraloop" را به رویداد عبرت آموز و مانور"Beltloop"را به رخداد سهمگین پس از آن تشبیه نموده و مطابقت داد! والله العالم

دلیل سوم) اما مورد سوم شرح و تفسیری است که جناب علامه قزوینیرحمة الله علیه در کتاب "امام مهدی از ولادت تا ظهور" بر این نامه نوشته است…آن فقید سعید در تفسیر و شرح این قسمت از نامه چنین آورده است؛

آنگاه حضرت از بحرانی که در پیش است خبر می دهد و می فرماید:   
"اذا حل جمادی الاولی من سنتکم هذه،فاعتبروا بما یحدث فیها."       
واژه "عبرت" و اعتبار به معنای پندپذیری است و از عبور مشتق شده است که انتقال از مکانی به مکان دیگر را نشان می دهد…

این بنده حقیر زمانیکه این تفسیر را ملاحضه می نمودم،حقیقتاً متعجب و شگفت زده شدم!   
واقعاً چه چیزی قراراست از مکانی به مکان دیگر انتقال داده شود!؟    
آیا این انتقال و جابجائی تنها به مفهوم ظاهری آن - یعنی انتقال ذهن- است یا معانی عمیق و گسترده تر دیگری را نیز در برمی گیرد‼؟  
خود جناب قزوینی این موضوع را استعاره و کنایه ای از انتقال ذهن انسان از موضوعی به موضوع دیگر قلمداد می کند…ایشان در این باره می نویسد؛

…و در اینجا مفهوم آن این است که ذهن انسان از کاری به کار دیگر انتقال یابد…به عنوان مثال:         
اندرز گرفتن از مرگ یعنی انتقال ذهن انسان از مرگ دیگران به مرگ خویش است و با دیدن مرگ دیگران می اندیشد که او نیز سرانجام خواهد مرد یا اینکه فلان ثروتمند دچار فقر گردید یا قدرتمندی به ذلت گرفتار آمد و انسان با این پندپذیریها از مسائل و رخدادها عبرت می گیرد…

اما به اعتقاد اینجانب مفهوم "انتقال" در این نامه فراتر از آنچیزی بوده است که آقای قزوینی بدان اشاره کرده و یا شاید هم این نامه ای چند لایه باشد که مفاهیم بنیادی و بیشتری در لایه های زیرین آن مستتر است…به هر جهت نباید فراموش کنیم که این نامه توسط کسی نگاشته شده است که بر مجموعه انسانها برتری ذهنی و علمی دارد. علی ایحال! مفهوم از این انتقال یا همان واژه "فاعتبروا" می تواند کنایه و استعاره ای از انتقال سیاره زهره به یک مدار جدید باشد که همانگونه که عرض کردم متاثر از آن پس از چند ماه علائم نجومی رعب آور و نامتعارف آخرالزمان پدیدار خواهد گشت!

پس درنتیجه شاید بتوان گفت که ؛     
منظور از"رویداد عبرت آموز" مانور احتمالی "Extra Loop" است که منجر به انتقال و جابجائی سیاره زهره از مدار فعلی خود به یک مدار جدید خواهدشد... 
و منظور از "رخداد سهمگین پس از آن" نیز مانور "Belt Loop" است که منجر به وقوع علائم نجومی نامتعارف و هول انگیز آخرالزمان خواهد شد که اهم آن همان گردش Clockwise زمین یا طلوع آفتاب از مغرب است!



اما آنگونه که این حقیر تصور کرده ام -البته مشروط براینکه حضرت حقتعالی آنها را نسبت به این فعل ماذون فرماید- مانور "اکسترالوپ" می بایست در همین تاریخ یعنی اوایل جمادی الاول و یا ایام نزدیک به آن صورت بپذیرد؛   
اهله سیاره زهره دارای 8 مرحله می باشد،و هم اینک سیاره در فاز ماقبل پایانی خود یا فاز"Resurrection - رستاخیز" قراردارد که تا نهم ماه مارس(18 اسفند)به طول می انجامد و سپس وارد آخرین فاز از گردش هلالی خود موسوم به "Lord - ارباب" خواهد شد که از روز دهم ماه مارس(19 اسفند) آغاز می گردد!    
بنابراین به اعتقاد این حقیر،با توجه به توضیحات فوق الذکر محتمل ترین زمان برای آغاز "مانور اکسترالوپ" در اواخر فاز Resurrection و از تاریخ نوزدهم فوریه (برابر با اول اسفند و اول جمادی الاول) تا روز نهم ماه مارس (برابر با 18 اسفند و 18 جمادی الاول) می باشد.       
اما آنچه که در جامع روایات از آن به عنوان "عجایب میان جمادی و رجب" یاد شده است احتمالاً متاثر از همین جابجائی مداری سیاره زهره خواهد بود!
شخصاً معتقدم که این جابجائی سیاره زهره نوعی ناپایداری و آشفتگی در سراسر منظومه شمسی علی الخصوص در سیاره همسایه اش زمین،ایجاد خواهد نمود که در برخی زمینه ها ایجاد نابرابری کرده و موازنه را برهم خواهد زد که احتمالاً برخی از عجایب میان جمادی و رجب - از جمله جنبش مردگان یا همان انقلاب اموات و همچنین فرآیند تسخیر کالبدها - از آن جمله است…  
البته موارد دیگری را نیز به عنوان رویداد عبرت آموز می توان محتمل دانست از جمله؛
- فرو رفتن منطقه "حرستا" در زمین (که در خطبة البیان به آن اشاره شده)    
- رخداد زلزله ها و طوفان های مهیب و نابودکننده در اقصی نقاط جهان
- اصابت اجرام آسمانی همانند آستروئید و شهاب سنگ به زمین(علی الخصوص آمریکای شمالی)     
که انشاالله تعالی متعاقباً به شرح و توضیح آن خواهیم پرداخت.

تصحیح و توضیح -   
حداکثر ارتفاع مداری سیاره زهره از زمین در قسمت بالای دایرة البروج،برفراز ماه مارس قراردارد و در قسمت زیرین دایرة البروج این حداکثر فاصله هم عرض با ماه سپتامبر است که در تصویر زیر نقاط A وB  نامیده شده است.در این دو نقطه،مدارهای سیاره زهره و سیاره زمین از نظر ارتفاع نسبت به همدیگر در وضعیت حداکثر یا Maximum قراردارند.  

 


متاسفانه اینجانب در طی مقالات نجومی این نقاط را اشتباهاً Maximum Elongtion معرفی نموده ام که از بابت این اشتباه که در سایه ناآگاهی و ذیق اطلاعات بنده صورت گرفته است پوزش می طلبم…         
Maximum Elongtion یا حداکثر کشیدگی تعریف دیگری دارد که انشاالله در فرصتهای آتی آنرا توضیح خواهیم داد.       
مورد دیگری که باید آنرا تصحیح نمایم زمان "اکسترالوپ" است که بنده در مقاله "در مسیر ظهور" اشتباهاً تاریخ آن را Mar-Apr 2015 عنوان نموده ام که به نظر می رسد با توجه به اطلاعاتی که در این مقاله ارائه شد در نظر گرفتن تاریخ   Feb-Mar 2015 محتمل تر و صحیح تر است!

و اما توضیح؛   
احتمال دارد که در اختتامیه این بحث سوالی مطرح شود بدین مضمون که:     
چرا مانور "اکسترالوپ" می بایست در تاریخ ذکر شده انجام گردد،درحالیکه در قبل و بعد از این تاریخ نیز احتمال انجام این مانور وجود دارد!؟       
البته کاملاً صحیح است!        
احتمال انجام مانور "اکسترالوپ" در قبل و بعد از موعد احتمال داده شده نیز ممکن است،اما مسئله اینجاست که چون آنها درنظر دارند تا این تقابل(مانوربلت لوپ)درماه جولای انجام شود،با توجه به اختلاف سرعت 2 سیاره و همچنین سایر مغایرتهای برداری و مداری و غیره به احتمال قوی انجام مانور"اکسترالوپ" تنها در این تاریخ(Feb-Mar 2015) می تواند امکان یک ملاقات نزدیک را بین زهره و زمین در آن تاریخ (July 2015)فراهم نماید‼!    
و به عنوان سوال پایانی؛       
چرا ابلیسلعنت الله علیه و پیروانش می خواهند قرار ملاقات زهره و زمین را در ماه جولای 2015 ترتیب دهند؟       
این حقیر شخصاً گمان می کنم که آنها می خواهند با سبب ساز شدن چنین رویداد شگرفی در جولای 2015،وقایع احتمالی این ماه را تحت الشعاع قرارداده و به حاشیه ببرند!    
سابقاً و در طی مقاله "درمسیرظهور" اشاره کردیم که؛
 چنانچه به اذن حضرت اللهجل الشانه اگر هم اینک در مسیر ظهور قرار گرفته باشیم ارباب وقایع پیش رو "صیحه جبرئیلی" است که انشاالله تعالی موعد آن ماه جولای 2015 خواهد بود...و شما اگر مقاله "تقویم سفیانی" را ملاحضه کنید خواهید دید که "صیحه جبرئیلی" دقیقاً در میان علائم نامتعارف نجومی آخرالزمان که در ماه جولای 2015 رخ می دهد،قراردارد!          
ابلیسلعنت الله علیه و پیروانش به پندار غلط خود تصور می کنند که اگر رویداد شگرف و خوفناکی همانند رویاروئی زهره و زمین به وقوع بپیوندد آنگاه حواس جامعه جهانی را آنقدر درگیر خود خواهد نمود که در زمان "خروج یمانی،سفیانی" و متعاقب آن "صیحه جبرئیلی" توجه بسیار کمتری نسبت به آنها معطوف خواهد شد!        
 درجائیکه امپراطوری رسانه و توزیع اخبار در دست نزدیکترین یاران قسم خورده ابلیس ملعون است،شما فکر می کنید در زمان رخداد این وقایع،به کدامین یک پوشش خبری بیشتری اختصاص داده خواهد شد!؟         
انحراف سیاره زهره از مدار خود و احتمال برخورد آن با زمین / یا خروج یمانی – سفیانی / و یا صیحه آسمانی!؟!؟       
به همین دلیل است که خدایتعالی که اصل دانائی،زیرکی و هشیاری است "صیحه جبرئیلی" را طوری طراحی نموده است که به هیچ وجه احتیاج به حمایت و پوشش بنگاه های خبری نداشته باشد!       
زمانیکه جناب روح القدس عزیز در شب 23 رمضان بانگ حق سرمی دهد،پیش از آنکه ارباب رسانه خبردار شوند و بخواهند خدعه ای برای خاموش کردن آن بیندیشند این ضمیرباطنی انسانهاست که گیرنده آن خبر است و این پیام آسمانی را بی نیاز از پوشش تریبون خبری یاوران ابلیس،تایید،تفسیر و پشتیبانی خواهد نمود.انشاالله         
اگرچه تریبون ابلیس و یاورانش و اعظم بنگاههای خبری توان شگرف خود را در درگیر نمودن ذهن انسانها در جریان 2 فتنه "شارلی ابدو" و "معاذالکساسبه" به بوته آزمون گذاشته و الحق و الانصاف هم که چند میلیارد انسان را خوب بازی دادند،اما شما یقین بدانید که "صیحه جبرئیلی" موردی نخواهد بود که آنها بتوانند آنرا به چالش کشیده و یا تحت الشعاع فتنه اعظم خود قراردهند!
صیحه آنچنان کوبنده است که حتی اجازه نخواهد داد تا آنها برای تفسیر و توضیحش از جای خود برخیزند!       
عزیزان! صیحه هیچ احتیاجی به تایید و پشتیبانی ندارد،او خود به تنهائی پشتیبان و تایید کننده خود خواهد بود.انشاالله

(ثبت نظرات)

[ سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ] [ 02:54 ] [ negahesevom ]

بسم الله الرحمن الرحیم 



اگرچه رویم خجل از دیدن روی توست
با این وجود آرزویم آرزوی ظهور توست

 

سخن اول)

چرا ما باید آرزومند ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام باشیم و تعجیل،تسهیل و تسریع در امر فرج حضرتش را از خداوند متعال درخواست نمائیم!؟ 

امام صادق علیه السلام فرمودند:  
«فلما طال علی بنی اسرائیل العذاب ضجوا و بکوا الی الله اربعین صباحاً فاوحی الله الی موسی و هارون یخلصهم من فرعون فحطّ عنهم سبعین و مأه سنة، هکذا انتم لو فعلتم لفرج الله عنا، فاما اذ لم تکونو فان الامر ینتهی الی منتهاه»            
یعنی:  
«زمانیکه عذاب بنی اسرائیل طول کشید،آنان چهل صبح به درگاه خدا گریستند،ناله کردند و ضجه زدند. پس خداوند 170سال در فرج آنان تعجیل کرد و به موسی و هارون وحی نمود که آنان را از فرعون خلاصی بخشند.شما نیز اگر چنین کنید،خداوند فرج ما را می رساند و اگر مانند آنان نباشید،امر ظهور به انتهای زمان معین خود مو کول خواهد شد». (تفسیر عیاشی جلد 2 صفحه 154)

و اما شما خود به عینه شاهد بوده اید که ظرف این چند سال اخیر چه فتنه ها که به پا نشده و چه آشوب ها که صورت نگرفته است...شما خود دیده اید که این فتنه آخرالزمان را هرکجا که خاموش کرده اند درجای دیگری برافروخته شده،و از هرکجا که رانده اند از جای دیگری سربرآورده است؛  
در افغانستان مهارش می کنند سر از اوکراین در می آورد،در سوریه جلوی آنرا می گیرند به عراق می گریزد،یک روز مصر و تونس و لیبی و مغرب را آشفته می نماید،فردا روزی رفته و نوار غزه را به آشوب می کشد،روز دیگری سراز یمن در می آورد و و و...         
این فتنه آخرالزمان همچون گره کوریست که گشودنش از توان ما خارج است.گره ای که روز به روز نیز پیچیده تر خواهد شد و تا آنجا پیش خواهد رفت که نهایتاً بشریت در مقابل آن زانو زده و از پای درخواهد آمد!      
پس باید اذعان داشت که در شرایط موجود و با اوضاع فعلی حاکم برجامعه جهانی،کاملاً بدیهیست که اگر از جانب درگاه الهی در امر ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام مساعدتی نشود و خدای نخواسته در این میان بداء حاصل گردد،بشریت تاوانی بس سهمگین خواهد پرداخت و از بابت این تاخیر،لطمات جبران ناپذیری خواهد دید!                   
پس الزاماً برای رهائی از این هزارتو و برای دفع این ابرفتنه نیاز به حضور مدبرانه منجی است که زیر نظر رهنمودهای حکیمانه الهی این قائله را رفع و رجوع نماید و این جامعه بحران زده و این کشتی آسیب دیده را از این دریای طوفانی به سلامت عبور داده و به ساحل نجات برساند انشاالله.  

سخن دوم)

نباید از ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام احساس ترس و تعذب کرد!    

متاسفانه در سایه آموزه های غلط  -که آن نیز مسلماً از فتنه شیطان سرچشمه می گیرد - بسیاری از مردم می پندارند که با ظهور امام زمان علیه السلام آسایش و آرامش از آنان سلب خواهد شد و به مشقت و گرفتاری دچار خواهند گشت!!!        
مردم می بایست یقیین بدانند که ایشان نمی آیند مگر برای تسهیل در امور!  
امروزه مردم در همه جای دنیا از گرفتاری در امور شخصی گرفته تا تخریب محیط زیست،آثار زیانباری را دیده و لمس می کنند...سازمان ها و نهاد های جهانی در خصوص فجایع متعدد زیست محیطی و آثار بسیار زیانبار ناشی از گرم شدن زمین مرتباً بیانیه صادر کرده و هشدار می دهند درحالیکه از دست هیچکسی نیز کاری ساخته نیست!   
برای حل این مشکلات فردی و جمعی مسلماً نیاز به حضور کسی است که همگان به او اعتماد کنند و پایان دادن همیشگی به این دغدغه ها را به او بسپارند البته با همکاری،هماهنگی و کمک خودشان!     


در آیات پایانی سوره کهف اشاره شده؛
زمانیکه ذوالقرنین به مشرق زمین می رسد با گروهی از مردم ملاقات می کند درحالیکه  که آنها از شرارت یاغیانی با نام "یاجوج و ماجوج" به ستوه آمده اند...آنها به ذوالقرنین می گویند که اگر بتوانی ما را از شر این قوم راهزن و یاغی خلاص کنی ما به تو گنجهای فراوانی خواهیم داد...اما ذوالقرنین به آنها می گوید که من برای حل این مشکل به گنجهای شما احتیاجی ندارم بلکه همراهی و کمک خودتان را لازم دارم!!!

در واقع ذوالقرنین ایده و راه حل رهائی از مشکل را ارائه می کند و مردم آنرا اجرا می کنند و بدین ترتیب از شر فتنه "یاجوج و ماجوج"برای همیشه رهائی میآبند!   

مردم در همه جای دنیا باید بدانند که هم اکنون "یاجوج و ماجوج" به ما زده و رهائی از شرآنها ممکن نیست مگر درسایه ظهور ولی خدا و با هماهنگی و همکاری خود ما و این را نیز باید بدانند که آن عزیز به پول و سرمایه ما هیچ احتیاجی ندارد و خودش به تنهائی صاحب سرمایه خدادای فراوانیست.         

خوب به خاطر دارم که سالها قبل و زمانیکه بسیار جوان بودم با یکی از دوستان راجع به زمان ظهور حضرت بحث می کردیم...فضای بحث بسیار هیجانی شده بود و همچنان با شور و حرارت از زمان ظهور امام زمان می گفتیم...می گفتیم که اگر امام زمان بیاید چنین و چنان می کند این گنهکار را می گیرد،آن خلافکار را می کشد،آن دیگری را چوب ادب می زند،از تیغه شمشیرش خون میچکد،تا رکاب اسبش را خون می گیرد و و و...

همان شب در عالم رویا شنیدم که صدای با هیبتی،با لحنی آمرانه مرا مورد خطاب قرارداد که؛

"نه شمشیری از رو خواهم بست،و نه قطره ای خون ریخته خواهد شد!"


اما بازهم خاطره ای دیگر را تعریف می کنم که زبان حال جامعه جهانی ماست؛          
در همان ایام جوانی روزی به کوهستان رفته بودم و در هنگام بازگشت یکی از مسیر های فرعی و میانبر را به اشتباه رفتم...هوا گرگ و میش بود و من نیز با اطمینان خاطر از اینکه در مسیر صحیح قراردارم با سرعت حرکت می کردم تا پیش از تاریک شدن هوا خودم را به کوهپایه و آبادی برسانم...ناگهان احساس کردم که سایه ای در پشت سرم حرکت می کند!برگشتم و نگاه کردم دیدم جوانی همسن خودم سلام می کند...به او جواب گفتم و بلافاصله اضافه کردم که؛       
"رفیق! من محلی هستم و در یک مسیر فرعی حرکت می کنم مبادا به امید من حرکت کنی و از مسیر خودت باز بمانی!؟"       
چند لحظه ای مکث کرد و سپس گفت؛         
"جسارت نشود اما فکر می کنم شما در مسیر اشتباهی قراردارید و اگر ادامه بدهید گم خواهید شد...من از بالای یال شما را دیدم و حدس زدم که ممکن است به خاطر محدودیت دید در هنگام غروب مسیر را اشتباهی رفته باشید بنابراین با سرعت حرکت کردم و پس از حدود بیست دقیقه خودم را به شما رساندم تا جسارتاً این موضع را به شما تذکر بدهم البته اگر قصد خودکشی ندارید(البته این را به مزاح گفت چون آن زمان خودکشی  - خصوصاً عشاق شکست خورده - در کوهستان باب بود) !"      
هم عصبی شدم و هم خنده ام گرفته بود(متاسفانه بنا به دلایلی در آن زمان دچار عجب و غرور کاذب شده بودم)به او گفتم؛        
"بچه جان! من بیست سال است در این سلسله جبال کوه پیمائی می کنم و تمامی مسیر ها را یک به یک مثل کف دستم می شناسم آنوقت تو از بالای یال خودت را به من رسانده ای که مثلاً مرا به مسیر درست راهنمائی کنی و به خیال خودت مرا نجات دهی!؟"        
وقتی دید با عنصر کله شقی طرف است که به این راحتی ها زیر بار نمی رود،بلافاصله نقشه ای را از داخل کوله پشتی اش درآورد و گفت؛      
 "پس بیا تا با هم نگاهی به این نقشه بیاندازیم...اگر مسیر ها را خوب می شناسی پس باید بدانی که این قله سمت چپی فلان قله است و آنکه در قسمت شمالی قراردارد با توجه به لبه تیز آن فلان قله است و اینهم دره میانی است و آن قسمت هاشور خورده مسیر اصلی است و در این قسمت نیز دو مسیر فرعی و میانبر وجود دارد که مسیر پایین تر بن بست است و ما دقیقاً در همین مسیر قرارداریم!"         
چند لحظه با دقت نگاه کردم و بلافاصله متوجه اشتباهم شدم...او دقیقاً درست می گفت،من اشتباهاً در مسیر بن بست در حال حرکت بودم،مسیری که دقیقاً مشابه مسیر سمت راست خود بود اما انتهای آن به یک دیواره بلند و صعب العبور منتهی می شد...و چنانچه آن رفیق عزیز مرا ندیده بود و یااینکه بی تفاوت عبور کرده و مرا متوجه اشتباهم نکرده بود،مشخص نبود که آن شب سرد زمستانی و در برودت منفی بیست درجه،در آن کوهستان چه بر سرم می آمد!"

حتماً می دانید چه می خواهم بگویم!
حکایت این بنده حقیر و آن رفیق نجات بخش دقیقاً حکایت جامعه امروز جهانی و حضرت بقیة الله الاعظم است!

آیا آن رفیق گرامی در آن روز کذائی برای اینکه مرا از خطر مرگ نجات دهد با مشت و لگد به جانم افتاد و دست و پای مرا بست و مرا به زورسرنیزه از آن مسیر غلط بازگردانید!؟      
خیر!بلکه آن دوست بزرگوار ابتدا مرا تعقیب کرد و پس از اینکه مطمئن شد که مسیر را اشتباهی می روم خودش را به من رسانید و سپس با منطق و استدلال صحیح و در کمال آرامش مرا از خطر قریب الوقوعی که با آن روبرو بودم آگاه کرد و پس از آن نیز انتخاب را به عهده خودم گذاشت و بدیهی بود که من نیز پذیرفتم چون از جانم که سیر نبودم و قصد خودکشی نداشتم!؟ و اگرچه به علت همان غرور کاذب و بیجا اندکی معذب و سرخورده شدم اما در دلم خدای را شکر کردم که آن جوان را به دادم رسانید...

بزرگواران! درجامعه امروز جهانی کسانی که با ظهور امام عصر علیه السلام مخالفت کرده و در برابر آن موضع می گیرند،حقیقت موضوع را درک نکرده و ناآگاهند...یا اینکه دچار همان غرور کاذب هستند... و یااینکه واقعاً قصد خودکشی دارند!!!

در روایات آمده است که؛        
حضرت مهدی علیه السلام پس از ظهور با سفیانی ملاقات می کند و او را تشویق به توبه نموده و بسوی خدا دعوت می کند و منطق و کلام حضرت آنچنان تاثیرگذاراست که سفیانی می پذیرد!   
سفیانی زمانیکه از ملاقات با امام بازمی گردد یاران و نزدیکانش گرادگرد او را گرفته و از او می پرسند؛  
"ما صنعت یا سفیانی!؟" (یعنی ای سفیانی چه کردی!؟)      
سفیانی درپاسخ آنها می گوید؛         
"من در برابر منطق پولادین او هیچ نداشتم و اسلام وی را پذیرفتم"

(این درحالیست که باید بدانیم جنایات سفیانی به مراتب بیشتر از آنچیزی است که ما هم اینک از اصحاب داعش و گروه های وهابی و تکفیری مشاهد می کنیم!)

بازهم در پاره ای از این روایات اشاره شده است که؛   
سفیانی پس از پیمان شکنی،وقتی بدست یاران امام  عصر علیه السلام دستگیر شده و به نزد ایشان برده می شود،حضرت از اصحاب خود درباره او چاره جوئی می کند... اما اصحاب حضرت به ایشان می گویند؛    
بازهم می خواهی رهایش کنی تا پیمان شکنی نموده و فتنه برپا کند!؟         
سپس امام علیه السلام می فرمایند؛      
پس او را به خودتان واگذارش نمودم! (بدین مفهوم که حکم را خود شما در مورد او اجرا کنید)

این نمونه ای از برخورد حضرت علیه السلام با یک عنصر پلید و آلوده و جنایتکار است که در روایات بدان اشاره شده است،شخصیتی که درجات بسیار پایین تر از آنرا اگر بدست ما بسپارند بلادرنگ هلاکشان می کنیم اما  می بینیم که امام علیه السلام در مورد آنها رافت داشته و به هدایتشان امیدوار است!  
آیا از ظهور چنین امام و پیشوای بزرگی باید ترسید و یا احساس تعذب نمود!؟!؟!؟       

"آنکه با نمرود این احسان کند            ظلم کی با موسی عمران کند!؟"


سخن سوم)

شب آرزوها و آرزوی ظهور امام عصر علیه السلام!

ماه رجب ماه بسیار بزرگ و با فضیلتی است آنچنان که آنرا ماه خدا می خوانند...       
از ماه های چهارگانه قمری که به ماه های حرام موسوم هستند،سه ماه ذی القعدة الحرام،ذی الحجة الحرام و محرم الحرام اختصاصاً بواسطه انجام اعمال حج،جنگ در آنها حرام شده است اما چهارمین ماه که جنگ  در آن حرام است – شاید به احترام خود حضرت حقتعالی – همین ماه رجب است!

اولین شب جمعه ماه رجب "لیلة الرغائب" یا شب آرزوها نام دارد...می گویند هرکسی پنجشبه اول ماه رجب را روزه داری کند و سپس شامگاهان با خدا رازونیاز نماید،حضرت حقتعالی آرزویش را برآورده        می سازد.  

مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمة الله علیه در مورد "لیلة الرغائب" در کتاب مفاتیح الجنان اعمالی را نوشته است از جمله روزه پنجشنبه اول ماه را و سپس یک نماز با فضیلت که شامگاهان مابین مغرب و عشاء خوانده می شود.  

عزیزان! بیائید تا همه با هم تمامی آرزوهای خود را در آرزوی ظهور حضرت مهدی علیه السلام خلاصه کنیم و امسال در این شب خجسته ظهور حضرتش را یگانه آرزوی خویش قراردهیم چراکه اگر به مرحمت و لطف الهی این آرزوی جمعی ما برآورده گردد،انشاالله در سایه دولت آسمانی آن حضرت جمیع آرزوهای همه ما محقق خواهند شد.

پس اگر ظهور حضرتش را عاجلاً و به زودی زود می خواهیم و خدمتگزاری در دولت جهانی او را در همین ایام آرزو داریم،شاید آرزوی ظهور آن حضرت در این شب آرزوها – پنجشنبه 3 اردیبهشت – آخرین فرصت باشد. 

(ثبت نظرات)

 

[ سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ] [ 02:54 ] [ negahesevom ]

 

 

 

 

 

 

 

 

(ثبت نظرات)

 

[ سه‌شنبه 26 مرداد 1395 ] [ 02:54 ] [ negahesevom ]

برای قضاء حوائج و دفع دشواریها :

برای قضاء حوائج و دفع دشواریها سوره توحید را ۷۱ مرتبه بخواند و بین آن ها صحبت نکند

منبع : تحفة الرضویة صفحه ۱۵۸ و۱۵۹

 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 22 اردیبهشت 1394 ] [ 10:45 ] [ negahesevom ]



و بپرهیزید از نا جوانمردیها

 

 

ناراستی ها،

 

 

نامردمی ها!

 

 

چنین کنید تا ببینید که خداوند چگونه

 

 

بر سر سفره ی شما با کاسه ایی خوراک

 

 

وتکه ایی نان می نشیند،

 

 

و بر بند تاب،با کودکانتان تاب میخورد

 

 

و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند،

 

 

و در کوچه های خلوت با شما آواز میخواند!

 

 

مگر از زندگی چه میخواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود؟

 

 

که به شیطان پناه می برید؟

 

 

مگر از زندگی چه می خواهید که در عشق یافت نمی شود؟

 

 

که به نفرت پناه می برید؟

 

 

مگر از زندگی چه می خواهید که در سلامت یافت نمی شود؟

 

 

که به خلاف پناه می برید؟

 

 

و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید؟

 

که انسانیت را پاس نمی دارید؟!


ادامه مطلب
[ دوشنبه 01 مهر 1392 ] [ 18:43 ] [ negahesevom ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

نگاه سوم دریچه ایی بسوی روشنایی آرامـــــــــــــــــــــــــــــــش نیایـــــــــــــــــــــــــــــــش خودســــــــــــــــــــــــازی شـــــــــــــــــــــــــکرگزاری متجلی ساختن آرزوها و خواسته ها ♥♥♥♥♥♥ مــــــــــــــــــــــــــــراقبــــــــــــــــــــه ♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣ اگه از آن دسته انسانهای عجول وشتابزده هستید. اگه فقط نتیجه برای شما مهم است. اگه نمیتوانید صبر و حوصله پیشه خود سازید. اگه علت ها واما ها واگرها وچراهاباعث شده ناامیدی را پیشه کنید به نگاه ســـــــــــــــــــــوم ادامه ندهید نگاه سوم شکیابایی وصبر از شما میخواهدتا برای شما روشنایی به ارمغان آورد به نگاه سوم خوش آمدید ◘◘◘◘ انسانها باید بیاموزند که نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشق شان باشد، تنها کاری که می توانند بکنند این است که خودشان او را دوست بدارند . بیاموزند که فقط چند ثانیه طول می کشد تا زخم هایی عمیق در قلب کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم، اما سال ها طول می کشد تا این زخم ها را التیام بخشیم . بیاموزند ثروتمند کسی نیست که بیشترین ها را دارد بلکه کسی است که به کمترین ها نیازمند است . بیاموزند انسان هایی هستند که ما را دوست دارند فقط نمی دانند که چگونه احساساتشان رابیان کنند . بیاموزند که دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه کنند اما به همان یک نقطه دو دید مختلف داشته باشند . بیاموزند کافی نیست که فقط دیگران را ببخشند بلکه باید بتوانند خود را نیز ببخشند. دیگر وبسایت و وبلاگ های ما balhayeparvaz.loxblog.com وnegahesevom2.loxblog.com وzarrinmadarkavir.ir وfakharii.loxnlog.com
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

پخش ویدیو